در روز سالگشت تولد وبنوشت، همه لطف بود و محبت. چند تا که ویژهتر بودند را نقل میکنم:
نرگس خانم خاتمی تبریک گفت. بعضی وقتها، بعضی از ایمیلها را برایش فوروارد میکنم تا هم خودش بخواند و هم اگر خواست، به پدرش نشان دهد. میخواست یک عکس خانوادگی بگیرد و به وبنوشتخوانان هدیه کند. میگوید آخر سه واحد عکاسی خوانده. توصیه کردم خودش عکس نگیرد، چون یکی از همکلاسیهایش همکار من است و هروقت دوربین را به او میدهیم، قبلاً میدانیم که از استفاده از آن عکس باید منصرف شد. قبول کرد. عکس پدر و عمویش را فرستاده است.
فیهمه خانم موسوینژاد، همسرم، برایم پیامک فرستاد که: مبارکه عزیزم. بپا چشم نخوریها.
نیما رسولزاده هم که در راهاندازی فنی اولیهٔ سایت کمک کرده بود، نوشته:
زنجیر زنگ زده، مدال زنگ زده، ساعت زنگ زده، ساعت زنگزده زنگ نمیزنه، چون زنگهاش رو زده. اینها جملات “مجید کلهتافتونی” شخصیت فیلم سوتهدلانِ مرحوم حاتمی است.
حالا حکایت وبنوشت است و شما آقای ابطحی. وبنوشت زنگهایش را زده. عقربههای استعفایتان هم ساعت درست را نشان میدهد. خوش به حالتان که زمان از دستتان در نرفته. زنگ وبنوشت از یادمان نمیرود.
از آقای دهنمکی هم که با پیامک گفته: سلام. وبنوشت مبارک و مستدام باد، ممنونم.
مریم خانم ذوالفقار هم بهعنوان خبرنگار ایمیل فرستاده: فکر کنم برات از خودتم عزیزتره. تولدش خیلی مبارک. بهترین کادو براش باید آرزوی مستدام بودن باشه. پس پایدار باشید، هم شما و هم اون.
خانم منیژه حکمت، کارگردان نامدار سینما، هم یک کیک به شکل موش که نماد ماوس کامپیوتر است را هدیه فرستاد. جایتان خالی، با همکاران خوردیمش و از او تشکر کردیم.