بعد از آنکه نظرم را دربارهٔ ۱۶ آذر نوشتم، حجم کمسابقهای از ایمیل و نوشته دریافت کردم؛ تقریباً به همان سختی که در دانشگاه به خاتمی هجوم آوردند، در اینترنت به من. البته شخصاً از اینکه در ایامی که همه برای خاتمی کف میزدند، من کمتر چیزی در دفاع مینوشتم و امروز که رسم بر حمله به خاتمی است، مرتب دفاع میکنم، احساس بدی ندارم و علاقمندم به چند نکته اشاره کنم:
۱- باز هم اعتقاد دارم که در طرح توقعات و خواستهها از خاتمی، شیوهٔ اهانت و اعتراض در ۱۶ آذر، رفتاری غیرمنصفانه است و به استحکام بیشتر جریان تمامیتخواه غیردموکراتیک خواهد انجامید. قهقهههای بلند و همراه با دلسوزی جناح مقابل میتواند گواه خوبی برای این مسئله باشد.
۲- معتقدم وقتی که هنوز خاتمی با فاصلهٔ بسیار زیادی، محبوبتر از رؤسای قوای دیگر و مسئولان دستگاهها است، دانشجویان به دلیل توقعاتی که از او دارند چنین رفتارهایی با وی میکنند. پس معلوم است روشهای دیگر بخشهای مخالف خاتمی در این ماجرا برنده نبودهاند که امروز خاتمی را سرکوفت بزنند.
۳- دفاع من هم به معنای دفاع از همهٔ سخنان آقای خاتمی نیست. شاید در بسیاری از نظریات انتقادی که برای من ارسال شد، با آنان موافق باشم، حتی آنهایی که حذفشان کردم و پابلیش نشد. و کسی چه میداند، شاید خود آقای خاتمی هم با روح حرف بسیاری از منتقدانش موافق باشد.
۴- از همه مهمتر اینکه با همهٔ این حرفها، اینجا سایت آقای خاتمی نیست. من هم نه سخنگوی خاتمی هستم، نه پیامآور و نه پیامرسان. خواهش میکنم در مورد نظراتی که مینویسید، در مورد سایت و حرفهایی که من مسئول آن هستم و میتوانم در مورد آن اظهار نظر کنم، بنویسید. دفاع کردن از چارچوب اصلی اندیشهٔ آقای خاتمی را یک ضرورت میدانم و همچنان اعتقاد دارم برای آیندهٔ کشور، با توجه به همهٔ واقعیتها، راه بهتری را که نتیجهبخش باشد و آسیب سنگینی به مردم نرساند، نمیشناسم.