امروز در یکی از روزنامهها خواندم که: پروندهی شکایت مدعیالعموم و نیروی انتظامی و عدهای شاکی خصوصی که به شعبهی کارکنان دولت رفته بود، عدم صلاحیت خورده و به دادگاه ویژه رفته است. به دلیل تشویش افکار عمومی!
البته مدعیالعموم که وظیفهی قانونی دارد! آن عده شاکی هم همواره حضور فعال دارند، ولی نیروی انتظامی را که من اسم نبرده بودم. نمیدانم شکایتشان به این معناست که بازجوها آنها بودهاند؟
البته هنوز به من هیچ چیز رسمی ابلاغ نشده است. کیهان هم دیروز نوشتههای من از گزارش مشکلات وبلاگنویسان را به مسخره گرفته بود و پرسیده بود چرا بهجای رسیدن به این مطالب، به مسائل دیگری رسیدگی نمیکند.
چیزی که گویا اصلاً به آن توجه نمیشود این است که: حق کسی که بر او ظلم رفته چه میشود؟ مگر ما قدرت را برای آن نمیخواستیم که جلوی ستم را بگیریم؟ اگر درصدی هم از آنچه وبلاگنویسان گفتهاند راست باشد، کمتر از ماجرای خلخالی نیست که از پای زن یهودی درآورده بودند و علی علیهالسلام میگفت از غصهی آن زن باید مرد؟
باز هم خدا کند که این مسائل فقط به خاطر انتخابات باشد و نه آنکه یک رویه!
از اینکه قسمت عکس سایت من بعد از دزدیدهشدن دامنه و سرور هنوز درست نشده شرمندهام. بسیاری از پرسش و پاسخها هم پریده. تقصیر من نیست. باز هم تا وقتی بشود کار را ادامه میدهم.