ماجرای زندهزنده سوختن ۱۳ دانشآموز در استان چهارمحال و بختیاری بهطور طبیعی احساسات ملت ایران و نیز بسیاری از مردم جهان را جریحهدار کرد. کودک ترحمبرانگیز است و وقتی دانشآموز، دور از خانه و با آتش مستقیم در کلاس میسوزد، وحشتناک و دلآزار میشود.
امروز وقتی یکی از دوستان خوبم زنگ زد و پیشنهاد کرد که مطلبی به پیشگاه این گلهای پرپرشده تقدیم کنم، برای اطلاع بیشتر از جزئیات، به آقای حاجی، وزیر آموزشوپرورش زنگ زدم.
میگفت در فرودگاه است و عازم محل فاجعه. شاید وقتی هر حادثهی تلخی اتفاق میافتد، همه بهطور طبیعی به دنبال مقصر میگردند. آقای حاجی میگفت: آتشسوزی در کلاسی که بچهها بودند صورت نپذیرفته، در کلاس مجاور که خالی بوده بخاری آتش گرفته است. سرباز معلم دلسوزی هم که فاقد تجربه بوده، بهجای اینکه بچهها را از محل دور کند، به طرف بخاری رفته تا آن را خاموش یا جابهجا کند. بخاری را به طرف کلاس بچهها آورده و مخزن نفت هم کنار کلاس و انفجار و …
این روایت وزیر آموزشوپرورش است. شاید روایتهای دیگری هم نقل شده باشد، اما آنچه مهم است اینکه ۱۳ نفر از دستهگلهای نازنین این کشور پرپر شدند و باز غمی جامعه را فرا گرفت.
و نیز نگرانی اینکه تا چه حد به جان انسانها با استانداردهای قابل قبول توجه میشود.
من به سهم خود به همهی خانوادههای آنان و نیز مردم ایران این فاجعهی تلخ را تسلیت میگویم.
آنها که رفتند، ولی ای کاش در آینده از این اتفاقات پیش نیاید.