پس از پدیدهی وحشتناک زلزلهی دریایی سونامی، یکی از بحثهایی که در دنیا و در میان تقریباً رهبران و متدیّنان همهی ادیان مطرح شده، رابطهی این پدیده با معنویت و خدا و غضب الهی بود.
همچنانکه نوعاً پس از هر حادثهی بزرگ طبیعی این بحثها هست. در ایران نیز بعضی روحانیون مثل سایر روحانیون ادیان از این مقوله سخن گفتند.
من بر این باورم که اگر بین حوادث طبیعی که جزئی از مسیر شناختهشدهی علمی در طبیعت است و خدا و دین هر نوع پیوندی برقرار شود، نهایتاً به ضرر دین و آن خدایی که در این حوادث معرفی میشود خواهد انجامید، زیرا هیچ حادثهی طبیعی را نمیتوان به گونهای تصور کرد که قربانیان آن، همه با هر ملاکی بدترینها باشند.
و نیز نمیتوان پذیرفت که خدایی که مرگ و حیات همهی انسانها دست اوست و هر لحظهای میتواند زندگی بدترینها را پایان ببخشد، مثل یک موجود ضعیف به ناگاه خشم برآورد و تر و خشک را بسوزاند!!
هر کس و هر اندیشهای که بخواهد بین حوادث طبیعی و غضب الهی رابطه برقرار کند، در برابر دهها سوال منطقی بیپاسخ خواهد ماند.
و تازه، آنها که از این فرصت میخواهند بهره ببرند که جامعه را به معنویت فرا بخوانند، غافل از آناند که این نوع بهرههای یکبار مصرف از دین، اگر اندکی سادهاندیش را به جبران وادارد، اکثریت بیشتری را از اصل خدا رویگردان میکند.