پارادوکس اصلاحات در کشورهای عربی

یکی از مسایلی که در سال‌های اخیر در جهان عرب مورد مناقشه بوده است، مسئلهٔ اصلاحات در کشورهای عربی است. آمریکا از سردمداران فشار بر جهان عرب بود که باید اصلاحات در این کشورها صورت پذیرد. اما ظاهراً رهبران عرب به دلایل مختلف آمریکا را قانع کرده‌اند که اصلاحات از خارج از مرزهای کشورهای عربی نمی‌تواند برای آن کشورها مفید باشد.

اصلی‌ترین مسئله، وجود حساسیت‌های متفاوت در کشورهای عربی است. به‌عنوان مثال، سوریه نمی‌تواند یک تظاهرات حتی محدود را تحمل کند، مصر خط قرمزش وجود انتخابات آزاد است، در عربستان سعودی در مسائل مربوط به زنان حساسیت ویژه وجود دارد تا آنجا که وقتی برای اولین بار چندی پیش یک خانم سعودی محجبه در تلویزیون آن کشور ظاهر شد، مورد حمله و تعرض همسرش قرار گرفت.

از نظر سیاسی نیز، اگرچه تقریباً همهٔ کشورهای عربی رابطهٔ سیاسی خوبی با آمریکا دارند، ولی همواره آمریکا مخالفانی را حمایت می‌کرد که طرفدار لیبرالیزه شدن این کشورها بوده‌اند. بعد از ۱۱ سپتامبر، معادله برعکس شد و حکومت‌های کشورهای عربی خود از طرفداران پر و پا قرص لیبرالیزه کردن کشورشان شدند. عملاً مخالفان از صحنه حذف و حکومت‌ها نقش لیبرالیزه کردن کشورشان را به دست گرفتند.

طبعاً در این میانه، اصلاحات آمریکا مورد نظر رهبران جهان عرب نیز قرار گرفت، ولی به دلیل لیبرالیزه شدن مردم، هر نوع فراهم کردن بستر دموکراسی در این کشورها نهایتاً به رشد رادیکالیسم دینی منجر می‌شد. این همان پارادوکس است که طرفداران اصلاحات در جهان عرب و آمریکا در آن مانده‌اند. شاید به همین دلیل سخنان رهبران عرب که معتقدند اصلاحات باید از درون باشد تا با شناخت کافی از روحیات و افکار عمومی بتوانند آرام‌آرام آن را سامان دهند، قابل قبول باشد.

در این میانه، عربستان سعودی از سایر کشورها مشکلات بیشتری دارد. سال‌ها به جریان افراطی مذهبی امکان رشد داده است تا شاید از عنصر افراط‌گرایی مذهبی در ابتدا و در برابر کمونیست و سپس در برابر فکر صدور انقلاب شیعی ایران، سپر مقاومت درست کند. وقتی زمام این جریانات مذهبی با پدیدهٔ بن‌لادن از دست آن‌ها خارج شد، به‌راحتی نمی‌توانند تبلیغات دو دههٔ اخیر را از ذهن و دل مردم بیرون کنند.

:اشتراک گذاری بر روی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پارادوکس اصلاحات در کشورهای عربی

یکی از مسایلی که در سال‌های اخیر در جهان عرب مورد مناقشه بوده است، مسئلهٔ اصلاحات در کشورهای عربی است. آمریکا از سردمداران فشار بر جهان عرب بود که باید اصلاحات در این کشورها صورت پذیرد. اما ظاهراً رهبران عرب به دلایل مختلف آمریکا را قانع کرده‌اند که اصلاحات از خارج از مرزهای کشورهای عربی نمی‌تواند برای آن کشورها مفید باشد.

اصلی‌ترین مسئله، وجود حساسیت‌های متفاوت در کشورهای عربی است. به‌عنوان مثال، سوریه نمی‌تواند یک تظاهرات حتی محدود را تحمل کند، مصر خط قرمزش وجود انتخابات آزاد است، در عربستان سعودی در مسائل مربوط به زنان حساسیت ویژه وجود دارد تا آنجا که وقتی برای اولین بار چندی پیش یک خانم سعودی محجبه در تلویزیون آن کشور ظاهر شد، مورد حمله و تعرض همسرش قرار گرفت.

از نظر سیاسی نیز، اگرچه تقریباً همهٔ کشورهای عربی رابطهٔ سیاسی خوبی با آمریکا دارند، ولی همواره آمریکا مخالفانی را حمایت می‌کرد که طرفدار لیبرالیزه شدن این کشورها بوده‌اند. بعد از ۱۱ سپتامبر، معادله برعکس شد و حکومت‌های کشورهای عربی خود از طرفداران پر و پا قرص لیبرالیزه کردن کشورشان شدند. عملاً مخالفان از صحنه حذف و حکومت‌ها نقش لیبرالیزه کردن کشورشان را به دست گرفتند.

طبعاً در این میانه، اصلاحات آمریکا مورد نظر رهبران جهان عرب نیز قرار گرفت، ولی به دلیل لیبرالیزه شدن مردم، هر نوع فراهم کردن بستر دموکراسی در این کشورها نهایتاً به رشد رادیکالیسم دینی منجر می‌شد. این همان پارادوکس است که طرفداران اصلاحات در جهان عرب و آمریکا در آن مانده‌اند. شاید به همین دلیل سخنان رهبران عرب که معتقدند اصلاحات باید از درون باشد تا با شناخت کافی از روحیات و افکار عمومی بتوانند آرام‌آرام آن را سامان دهند، قابل قبول باشد.

در این میانه، عربستان سعودی از سایر کشورها مشکلات بیشتری دارد. سال‌ها به جریان افراطی مذهبی امکان رشد داده است تا شاید از عنصر افراط‌گرایی مذهبی در ابتدا و در برابر کمونیست و سپس در برابر فکر صدور انقلاب شیعی ایران، سپر مقاومت درست کند. وقتی زمام این جریانات مذهبی با پدیدهٔ بن‌لادن از دست آن‌ها خارج شد، به‌راحتی نمی‌توانند تبلیغات دو دههٔ اخیر را از ذهن و دل مردم بیرون کنند.

:اشتراک‌گذاری بر روی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *