یروز مصاحبهای در مورد انتخابات با سایت آفتاب وابسته به مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت داشتم. آن را میتوانید اینجا بخوانید. حتی خبرنگار سرشناس سایت آفتاب در مقدمه نوشته که مصاحبه محافظهکارانهای کردهام! ولی چون در این مصاحبه مفصل، در بخش کوتاهی دوران ناامنی سیاسی آقای هاشمی رفسنجانی در دوره گذشته را نقد کرده بودم، با بازتاب تند روزنامههای رسالت و جمهوری اسلامی و بعضی دوستان آقای رفسنجانی روبهرو شدم. سایت آفتاب هم مصاحبه مرا حتی از آرشیو خود هم پاک کرد!
البته در همینجا از دستاندرکاران سایت آفتاب که با من مصاحبه کردند، ممنونمها!
این مقدمه را برای این گفتم که نه تنها دوستان آقای رفسنجانی، که علاقهمندان به همه کاندیداها باید به آن توجه کنند؛ اگر جلو نقد کردن شخصیتها گرفته شود، نشانه محبوبیت و قدرت آنها نیست، بهخصوص اگر در آستانه آزمون انتخابات باشند. انتخابات یعنی توجیه کردن افکار عمومی. وقتی شخصیتهایی مثل آقای رفسنجانی، لاریجانی، کروبی، معین و ولایتی که هر کدام در بین مردم دارای پرونده کاری و سیاسی هستند کاندیدا میشوند، باید اذهان عمومی را نسبت به نقاط منفی و مثبت تاریخچه خود توجیه کنند. طبعاً اگر علاقهمندان به آقای هاشمی برای ناامنی سیاسی و فرهنگی دوران ریاستجمهوری ایشان، افکار عمومی را توجیه نکنند، نمیتوانند انتظار اقبال مردم را داشته باشند. راهکار عملی حفظ و ایجاد آزادیهای اجتماعی و سیاسی بزرگترین شاقول اندازهگیری جامعه برای رأی دادن خواهد بود.
دوست خوبم آقای جبارزاده که از طرفداران آقای هاشمی رفسنجانی است، در مجلس و در پاسخ به گفتههای من فرمودهاند که اگر در دوران آقای هاشمی وحشت و رعب بود، پس خاتمی و ابطحی چطور به صحنه سیاسی وارد شدند؟ ما چرا با آقای جبارزاده نسبت به گذشته بحث کنیم؟ خاطرهای است که خود مردم و آقای جبارزاده از آن ایام کم و بیش اطلاع دارند و دلایل انتخاب آقای خاتمی را میدانند. بهتر این است که به این سخن با دید خوشبینانه برخورد کنیم و آن اینکه اگر آقای هاشمی رئیسجمهور شدند، رعب و وحشت در جامعه نخواهد بود. اگر چنین نظری دارند که تمام نقد بنده نیز همین را اشعار میداشت، ما هم از آن رفتار استقبال میکنیم.
حالا بعد از همه این حرفها، چه باید کرد که مردم احساس کنند حضورشان در انتخابات برای آیندهشان ضروری است؟ فکر کنم لااقل در ایام انتخابات مردم نقش باید داشته باشند!