مدتی است هر چندی یکبار دولتمردان آمریکا، و اخیراً دولت زنان! آن کشور، ساز تهدیداتی نسبت به حمله و هجوم و یا فشارهای متفاوت به ایران را کوک میکنند.
این تهدیدها را باید از دو منظر مورد توجه قرار داد.
یک: اینکه دخالت خارجی همواره در تاریخ ایران اثر معکوس دارد و باعث ایستادگی ملت بزرگ و پرغرور ایران خواهد شد.
دو: نباید صرفاً بهدلیل اینکه آمریکا چنین تهدیداتی را انجام میدهد، محتوای حرفهای آنان مورد بیتوجهی قرار گیرد. به عبارت دیگر، دادن بهانه به کسانی که قصد زدن ایران را دارند، جای افتخار ندارد، بخصوص آنکه اگر در اثر این تهدیدها ملت ایران دچار آسیب شوند، حتی آسیبهای اقتصادی و اجتماعی.
در بسیاری از کشورها که متهم به بیتوجهی به حقوق بشر هستند و علیه آنان قطعنامه منتشر میشود، مردم آن کشورها هنوز به رشدی نرسیدهاند که مسائل حقوق بشری یکی از مشکلات داخلی آنان باشد. مثلاً شاید نسبت به مسئلهٔ حقوق زنان در عربستان سعودی نقد بسیاری از فعالان حقوق بشر باشد، اما در داخل عربستان هنوز جامعهٔ عربی آن کشور، آزادیهای حداقلی برای زنان را نمیپذیرد و از اینرو بین فشارهای خارجی و حساسیتهای داخلی هماهنگی وجود ندارد.
اما نباید فراموش کرد که جامعهٔ ایرانی به دلیل تمدن، سابقه و سوادی که دارد، در داخل نسبت به حقوق بشر حساسیت ویژهای دارد. زنان، جوانان، روزنامهنگاران، وبلاگنویسان، اقلیتها و فعالان سیاسی، همه از حوزهٔ احقاق حقوق بشر صاحب ادعا و حرف هستند. و فضای داخلی کشور نمیپذیرد که حقوق بشر، دموکراسی و آزادی مورد بیتوجهی قرار گیرد. به این دلیل، به جای بیاعتنایی به مسائل حقوق بشر و اعلام اینکه حقوق بشر، ابزار کار سیاستپیشگان بینالملل است، باید برای حفظ کشور از مشکلات و تهدیدهای مسائل حقوق بشری و آزادیهای اجتماعی و سیاسی، از اصلیترین مسائل مورد توجه مدیریت کشور قرار گیرد.
این بهترین راهحل نجات کشور و حفظ مردم از آسیبهای بیرونی است و اگر آن را جدی نگیریم، فضا را برای دخالت خارجیها فراهم خواهد کرد.