آقای باقر خرازی، پسر برادر آقا کمال و برادر آقا صادق، حدود ۱۵ سال پیش رهبر حزبالله بود و بیانیه میداد و در قم، حزبالله را راهاندازی کرده بود. در آن زمان، دشمن اصلی او آقای خاتمی به عنوان وزیر ارشاد و آقای محمد هاشمی به عنوان رئیس صدا و سیما بودند که مرتب علیه ایشان بیانیه میدادند و سخنرانی میکردند.
من هم به دلیل رفاقت پدرم با ایشان، با وی دوست بودم. اما ده سالی بود که از ایشان خبری نبود. هفتهی پیش دیدم دوباره به عنوان دبیرکل حزبالله بیانیه داده است، بیخبر از اینکه در این چند سال رهبری حزبالله دست به دست شده و بسیاری از اعضای رسمی و رؤسای آن تغییر عقیده دادهاند.
عمو هشت سال است که وزیر خارجه است و برادر بزرگوارش صادق نیز مسئول سفارت جمهوری اسلامی در شانزلیزه است.
از حرفهای قشنگی که ایشان زده، این بود که ما بمب اتم داریم و اگر آمریکاییها حماقت کنند و حمله کنند، بمب اتم به استقبالشان میرود. واقعیت این است که اوضاع ایران برای دنیا روشن است و کسی حرفهای آقای باقر خرازی را جدی نمیگیرد؛ در حالی که همهی قدرت دیپلماسی ایران تلاش میکند بازرسان بینالمللی را دعوت کند تا ثابت شود که حتی قصد ساخت بمب اتم را نداریم. بنابراین، این صحبتها هزینهبر است.
اگر آقای باقر، مثل ده سال گذشته، آرام بگیرند، خیلی بهتر است! ما هم باید حق دوستی دوران کودکی را ادا کنیم. ضمن اینکه به نفع کاندیداهای جناح راست است که این حرفها لااقل تا انتخابات ریاست جمهوری کمتر گفته شود.