رفیق حریری، نخستوزیر سابق لبنان، دیروز تشییع و به خاک سپرده شد. من سابقهٔ دوستی شخصی طولانی با او داشتم. فرزندانش قبول نکردند که جنازهٔ وی بهطور رسمی تشییع شود.
تصور اعلامنشدهٔ موجود در لبنان این است که حریری توسط سوریه به قتل رسیده و دولت لبنان هم به این کار رضایت داشته است. قتلهای زیادی از ناراضیان در سالهای قبل و در ایام جنگ در لبنان صورت پذیرفته بود که میگفتند کار سوریه است. حریری هفت، هشت ماه پیش در اعتراض به دولتهای لبنان و سوریه استعفا داد.
بعد از جنگهای داخلی لبنان به آن دیار رفتم. منطقهٔ وسط بیروت فقط رد گلوله بود و دیوارههای خراب. همهٔ آنها را در عرض پنج سال به زیباترین مراکز فرهنگی و توریستی لبنان تبدیل کرده بود.
نکتهٔ دیگری که تا بهحال به آن توجه نشده بود، نقش فرهنگی رفیق حریری است. مؤسسهای داشت که به تمام بچههای نمونه و نخبه، از هر مذهبی که بودند و در هر سطحی زندگی میکردند، بورسیه میداد و قطعاً آیندهٔ لبنان در اختیار آنهاست که خود را مدیون او میدانند.
هر وقت در این سالها به بیروت میرفتم، او را میدیدم. در یکی از ملاقاتها میگفت رژیم غذایی سختی گرفته و خیلی امیدوار بود که دیگر لاغر باشد. به من هم توصیه کرد و مرا پیش دکتر ویژه فرستاد و کلی دوا و دارو به من داد تا با هم لاغر شویم. من یک هفتهای به آن پایبند بودم و نتوانستم ادامه دهم. شش ماه بعد که رفیق حریری را دیدم و آمدم اعتراف کنم، دیدم خودش زودتر اعتراف کرد که رژیم را کنار گذاشته است.
در عین آنکه مرد صلح بود، در برابر تجاوزهای اسرائیل هم کوتاه نمیآمد. شاید به همین دلیل سید حسن نصرالله، رهبر حزبالله، نیز بارها در سخنرانی پریشب خود از او با عنوان «رئیس شهید» یاد کرد.
شیراک شخصاً به تشییع غیررسمی او رفت. بسیاری از نمایندگان عالیرتبهٔ دولتها نیز حاضر بودند.
از حضور ایران خبری نبود، شاید به ملاحظهٔ سوریه و دولت لبنان؛ که من نمیدانم این چه سیاست خارجی است. شاید از دولت دور بودهام، دلیل آن را نمیدانم.
در سفری که آقای خاتمی به لبنان داشت، در فرودگاه و هنگام بدرقه به من گفت: «ما گمان نمیکردیم دیگر رهبری در جهان اسلام پیدا کنیم که در برابر مردم به آن افتخار کنیم، ولی خاتمی این افتخار را برای ما ایجاد کرد.»
به همین دلیل بود که در مراسم دیروز همهٔ لبنان پای جنازهٔ او حاضر بودند. خدا رحمتش کند.