از وقتی که رفیق حریری در لبنان ترور شد، معتقد بودم که باید در سطح عالی از طرف آقای خاتمی کسی برای تسلیت به لبنان برود.
به هر دلیل، این موضوع عملی نمیشد تا اینکه آقای خاتمی خواست که در سطح عالی، نمایندگانی از سوی وی به این کار اقدام کنند. معاون رئیسجمهوری میتوانست سطح خوبی برای همدردی با خانوادهی حریری تلقی شود. قرار شد مجید انصاری، معاون رئیسجمهوری، مجید صدر، مشاور رئیسجمهور، و من برای تسلیت به خانوادهی حریری به لبنان برویم.
رابطهی شخصی من و حریری و خانوادهاش ایجاب میکرد که برای تسلیت بروم. آقای مجید انصاری که میگفت ۵۸ کیلو بیشتر وزن ندارد، بین من و محمد صدر که هرکداممان حوالی ۱۰۰ کیلو وزن داریم، قرار گرفت.
ترکیب لحمی قشنگی بودیم. در بیروت، در منزل حریری با فرزندان وی ملاقات کردیم و تسلیت گفتیم. اصرار داشتند که یک گروه بینالمللی از طرف سازمان ملل مسئولیت تحقیق را بپذیرد. از حرفهایشان برمیآمد که بهشدت نسبت به تحقیقات دولت لبنان و سوریه بیاعتماد هستند.
در مقابل، وقتی با امیل لحود، رئیسجمهوری، ملاقات کردیم، او اصرار داشت که باید گروه تحقیق لبنانی باشد تا حاکمیت لبنان آسیب نبیند. با گذشت بیش از یک هفته از ترور رفیق حریری، قبرش مثل یک مزار است. او را در کنار مسجد الامین، که خود حریری آن را ساخته است، دفن کردهاند. جمعیت چند هزار نفری لبنانی هم دیروز، همزمان با حضور ما در کنار قبر حریری، به دعوت مخالفان، شعار اخراج سوریه از لبنان را میدادند.
سعدالدین، پسر رفیق حریری، از خاطرات و علاقهمندی پدرش به آقای خاتمی میگفت، و مصطفی ناصر، مشاور رفیق که دوست نزدیک من بود، نیز از خاطرات ملاقاتهای من و حریری یاد میکرد.
در ملاقات غیررسمی که با سید حسن نصرالله در مسیر بازگشت از سفر چند ساعتهی بیروت داشتیم، دلایل فراوانی میگفت که میتواند کار القاعدهایها باشد. دلایلی که از تحقیقات میدانی استفاده شده بود. در هر حال، پس از تسلیت به خانوادهی حریری، همان دیروز به تهران بازگشتیم.