اوّل، معاون اوّل

در خبرها بود که دکتر معین، کاندیدای جبهه مشارکت، در آغاز راه مبارزه انتخاباتی خود، دکتر رضا خاتمی را به‌عنوان معاون اول و دکتر الهه کولایی را به‌عنوان سخنگو برگزیده است. من این حرکت را به‌صورت اصولی یکی از نقاط عطف تاریخ سیاسی بعد از انقلاب می‌دانم. یک کاندیدای ریاست جمهوری، به‌جای شعارهای عمومی و یا حتی به‌جای تأکید بر روی عناوین برنامه‌های خود، به‌صورت شفاف همکاران جدی آینده‌ی خود را معرفی می‌کند. این در شناخت تصمیم‌گیری مردم خیلی تأثیرگذار است. وقتی مردم بدانند که کاندیداهای ریاست جمهوری به همراه چه کسانی و با چه میزان پایبندی به شعارهای مطرح‌شده در ایام انتخابات می‌خواهند اهداف خود را تحقق بخشند، امکان تصمیم‌گیری برای آنان خیلی بهتر و روان‌تر خواهد بود.

انتظار می‌رود که این سنت حسنه، مورد توجه سایر کاندیداها باشد، تا اگر برای آنان مردم و دیدگاه‌هایشان مهم است، این امکان را به آن‌ها بدهند که بدانند چه کسانی زمام امور آینده‌ی کشورشان را به دست خواهند گرفت.

آقای خاتمی، هم خود و هم شعارهایش در دو دوره‌ی ریاست جمهوری، پاسخی به نیازهای واقعی جامعه بود، اما در مجموعه‌ی ما که در کابینه بودیم و دستیاران وی، تعداد کسانی که حاضر بودند برای شعارهای رئیس‌جمهور از خودگذشتگی نشان دهند، اندک بودند. شاید آقای خاتمی آن را نپذیرد ولی من بر این نکته اصرار دارم که اگر آقای خاتمی همراه بیشتری داشت، پیشرفت جریان اصلاحی خیلی بهتر از وضع موجود بود.

اکنون اول، باید معاون اول را گرامی داشت و به این طرز تفکر شفاف‌سازی کار پس از انتخابات ارج گذاشت.

البته، آقا رضای خاتمی، پزشک است و دکتر معین هم پزشک. امیدواریم کابینه‌ی آینده‌ی دکتر معین پزشک‌سالاری نباشد که این نوع سالاری را تا حالا نداشتیم!!

:اشتراک گذاری بر روی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اوّل، معاون اوّل

در خبرها بود که دکتر معین، کاندیدای جبهه مشارکت، در آغاز راه مبارزه انتخاباتی خود، دکتر رضا خاتمی را به‌عنوان معاون اول و دکتر الهه کولایی را به‌عنوان سخنگو برگزیده است. من این حرکت را به‌صورت اصولی یکی از نقاط عطف تاریخ سیاسی بعد از انقلاب می‌دانم. یک کاندیدای ریاست جمهوری، به‌جای شعارهای عمومی و یا حتی به‌جای تأکید بر روی عناوین برنامه‌های خود، به‌صورت شفاف همکاران جدی آینده‌ی خود را معرفی می‌کند. این در شناخت تصمیم‌گیری مردم خیلی تأثیرگذار است. وقتی مردم بدانند که کاندیداهای ریاست جمهوری به همراه چه کسانی و با چه میزان پایبندی به شعارهای مطرح‌شده در ایام انتخابات می‌خواهند اهداف خود را تحقق بخشند، امکان تصمیم‌گیری برای آنان خیلی بهتر و روان‌تر خواهد بود.

انتظار می‌رود که این سنت حسنه، مورد توجه سایر کاندیداها باشد، تا اگر برای آنان مردم و دیدگاه‌هایشان مهم است، این امکان را به آن‌ها بدهند که بدانند چه کسانی زمام امور آینده‌ی کشورشان را به دست خواهند گرفت.

آقای خاتمی، هم خود و هم شعارهایش در دو دوره‌ی ریاست جمهوری، پاسخی به نیازهای واقعی جامعه بود، اما در مجموعه‌ی ما که در کابینه بودیم و دستیاران وی، تعداد کسانی که حاضر بودند برای شعارهای رئیس‌جمهور از خودگذشتگی نشان دهند، اندک بودند. شاید آقای خاتمی آن را نپذیرد ولی من بر این نکته اصرار دارم که اگر آقای خاتمی همراه بیشتری داشت، پیشرفت جریان اصلاحی خیلی بهتر از وضع موجود بود.

اکنون اول، باید معاون اول را گرامی داشت و به این طرز تفکر شفاف‌سازی کار پس از انتخابات ارج گذاشت.

البته، آقا رضای خاتمی، پزشک است و دکتر معین هم پزشک. امیدواریم کابینه‌ی آینده‌ی دکتر معین پزشک‌سالاری نباشد که این نوع سالاری را تا حالا نداشتیم!!

:اشتراک‌گذاری بر روی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *