روزهای پایانی سال، خیابانها پرترافیکتر از همیشه، همه در فکر خرید عید هستند. حتی تا ساعتهای نیمهشب در خیابانهای مرکز شهر عبور و مرور به کندی صورت میگیرد. مخلوطی از شادمانی و غم را میشد در چهرهها دید. شادی نزدیک شدن عید و غم مشکلات مالی.
از آن نگرانکنندهتر کسانی که در این ازدحام و شلوغی خیابانها حضور ندارند. یعنی امکان حضور ندارند.
سنت دیرین خانهتکانی نیز آغاز شده است. گردگیری، تغییر دکوراسیون، شستن فرش و زیلو، پاک کردن شیشهها، در سراسر ایران یک نهضت همگانی است. نو شدن ایرانی با استقبال از نوروز و نو شدن زندگی با بهار، خوشآمدی است به بزرگترین عید ملی.
در این هوای زودرس بهاری، که متأسفانه زخم ناشی از برف زمستانی که جز آفتاب، کسی به مدد مردم تهران برنخاست و چالهچولههایش به یادگار ماند، شکوفهها و گلهای بهاری نیز سرک میکشند و به تمرین سرود جشن و شادمانی مشغولاند تا برای اجرای اصلی آن در نوروز آماده باشند.
همهی اینها نشانهی زنده بودن، امید و عشق به زیباییهاست که در نهاد هر ایرانی وجود دارد. امید و شادمانی یعنی تعریف انسانیت!