تا به حال دربارهی انتخاب بین مناسبتهای مشابه ملی و بینالمللی بحثهای فراوانی شده است. روز زن، روز معلم، روز مادر و حتی روز دوستی در کشوری مثل کشور ما، از روزهایی هستند که هم مناسبت بینالمللی و جهانی دارند و روزهایی به آن اختصاص یافته و هم به دلایل مذهبی، سیاسی و ملی روزهای دیگری به همین مناسبت وجود دارد. و عمدتاً پاسداشت روزهای جهانی و یا بومی روبروی یکدیگر و یا در
تعارض با هم قرار میگیرند. به عقیدهی من سنتهای مذهبی و بومی و ملی میتوانند در تعارض با مناسبتهای جهانی نباشند. یعنی ما هم مسلمانیم، هم ایرانی هستیم و هم عضوی از جامعهی جهانی، و با هر یک از عناوین حق داریم ظهور و حضور پیدا کنیم.
روز میلاد حضرت زهرا سلاماللهعلیها را بهعنوان بزرگترین الگوی زن گرامی میداریم، هدیه میدهیم و از مقام زن تجلیل میکنیم، چون مسلمانیم. روز جهانی زن را هم میتوانیم پاس بداریم، چون عضوی از جامعهی جهانی هستیم. نوروز را جشن ملی میدانیم، نو میپوشیم و شادی میکنیم چون ایرانی هستیم. و عید غدیر و یا ژانویه را هم بهعنوان مسلمان بودن و باز عضوی از جامعهی جهانی بودن، شادیم.
وقتی من در مورد والنتاین نوشته بودم، ایمیلهای زیادی داشتم که یک روز در تاریخ ایران با تاریخی قدیمیتر از والنتاین بهعنوان روز دوستی بوده است. هم ظرفیتی که در اسلام هست و هم ظرفیتی که تمدن و تاریخ ایران دارد به ما اجازه میدهد که ملت پرظرفیتی باشیم و هیچ یک از این مناسبتها را رو در روی دیگری ندانیم.