مطبوعات در ایران از چالشهای بزرگ سالهای بعد از دوم خرداد ۱۳۷۶ بوده است. بستن تاریخی و فلهای مطبوعات و در ادامهی آن بستن متناوب روزنامهها و اتهامهای ناروا به دستاندرکاران مطبوعات در تاریخ سیاسی ایران باقی ماند.
چندی پیش، و نمیدانم چرا؟ رئیس دادگستری تهران از قول ریاست قوهی قضائیه نسیم امیدبخشی را پراکند که روزنامهها دیگر تعطیل و بسته نمیشوند. جمعی از فعالان سیاسی از این واقعه استقبال کردند، هنوز مرکب نوشتهی این فعالان سیاسی خشک نشده بود که آقای مرتضوی دادستان معروف تهران، در این بارقهی امید، ایجاد شک و تردید کرد. این بار سخنان دادستان در برابر سخنان و نظرات رئیسجمهور نبود که طبیعی باشد، بلکه در برابر ریاست قوهی قضائیه و رئیس دادگستری تهران، دو مقام ما فوق دادستان تهران تلقی میشد.
اما درباره ریاست قوهی قضائیه بر این مطلب تأکید کرد که متخلف باید مجازات شود نه اینکه روزنامهها بسته شود. اگر امید به سخنان آیتالله شاهرودی استمرار یابد، جای خوشوقتی و خوشحالی است. زیرا در همهی جهان یکی از معیارهای اندازهگیری آزادیها، مطبوعات آزاد هستند و برخورد با آنها همواره از مصادیق بارز نقض آزادیها تلقی میگردد. ضمن آنکه واقعیت نشان داده است که هیچوقت تعطیلی روزنامهها باعث توقف اطلاعرسانی به جامعه نشده است. امید که این امید پر دوام باشد.