مشب آخرین چهارشنبهی سال است و چهارشنبهسوری و مراسم معروف ترقهبازی و پریدن از روی آتش. گرچه یکدو هفتهای است که عملاً با صداهای انفجار، هر شب چهارشنبهسوری است.
توجه به سنتهای ملی از خصوصیات برجستهی ایرانیان است. نمونهی بارز آن چهارشنبهسوری است. مهم این نیست که این رسم و سنت چقدر عقلانی است یا خرافه؛ مهم این است که این شب و مراسم آن را ملت ایران جزء سنتهای خود میداند. شاید هیچ سنتی مثل چهارشنبهسوری یا سیزدهبدر مورد نقد، ایراد و اعتراض رسمی در طول ۲۵ سال گذشته قرار نگرفته باشد، ولی حکایت آن در عمق جان مردم ایران همچنان باقی است.
معاملهی زیبایی در شب چهارشنبهسوری بین ایرانیان و آتش صورت میگیرد. زردی نشانهی رخوت، سستی و آسیبهای اجتماعی است که در طول یک سال بر دل و روح هر انسانی مینشیند؛ آن را تحویل آتش میدهند و سرخی آن را برای خود بازمیستانند. این سمبلی است از روح امید به آینده. همین روحیه همیشه ایرانی را پایدار و سرزنده نگه داشته است.
من نمیدانم امکانات هموطنان خارج از کشور برای برپایی چهارشنبهسوری چگونه است. شاید با مشکلاتی روبهرو باشند. اما چون میدانم که دل آنها با سنتهای ایرانی است، حتماً خانوادههایشان زردی آنان را هم تحویل آتش خواهند داد و برای آنان نیز سرخی و امید، از آتش هدیه میگیرند.