امسال صدا و سیما در ماه رمضان ایام پر فعالیتی داشت. مهمترین کار آنان سه سریال رمضانی بود که غیر از سریال «شبهای برره»، هر شب بعد از افطار پخش میشد. سریال «متهم گریخت» دستمایه طنز داشت و مشکلات مهاجرت به تهران را با محوریت سیروس گرجستانی به نمایش میگذاشت و لبخندی بر لب میآورد. سریال «برای آخرین بار» نیز سریالی بود که در نوع خود با بازیهای جالب، تذکرات اخلاقمدارانه را تلنگر میزد. و سریال «او یک فرشته بود با تجسم شیطان» اگرچه با بیانهای خیلی مستقیم، به نقش نابودکننده شیطان هشدار میداد.
در مجموع، امسال بر و بچههای صدا و سیما با این سریالها چند ساعتی امکان نشستن و نگاه کردن به تلویزیون را فراهم کردند که جا دارد به دستاندرکاران ساخت این سریالهای رمضانی، خستهنباشید گفت. البته متأسفانه در همه این سریالها، بخشی که دارای بیانهای مستقیم دینی بود با مرگ، قبر و مردن قرین بود. گویا هر جا که دین باید باشد، زندگی و شادی در آن نیست. این برای دینداران نکته همواره منفی و با اثرات تخریبی در ذهن مردم و جوانان بوده است. تعطیلی تقریباً یک هفتهای برنامههای پرمخاطب به مناسبت شبهای قدر نیز ایجاد عکسالعمل منفی نسبت به این روزها و شبهای گرانقدر میکند، در حالی که میشد سیر داستانها را متناسب با ایام نوشت و تولید کرد.
در ماه رمضان، به طبیعت این ماه، حجم تولید برنامههای مذهبی افزون میشود. اما متأسفانه در بسیاری از برنامههای مذهبی و سخنرانیهای دینی، به دلیل ارائه مطالب سست و بیپایه و برآمده از قرائت متحجر و واپسگرا از دین، به جای آنکه شبهات را زایل کند، به پراکندن بسیاری شبهات بیپاسخ و ایجاد شبهات جدید منجر شد. تأسفبارتر اینکه به نام مناسبتهای دینی، برنامه ویژهای هم در شبکه ۲ در ماه رمضان پخش میشد که بدترین استفاده ابزاری از دین را میکرد و کینههای سیاسی و گروهی را در قالب زشتترین اتهامها و دروغهای غیرمنصفانه به احزاب و افراد اصلاحطلب روا میداشت و به گمان خود با بدترین دفاع از رهبری و نظام، بهترین حمله به آنان را زمینهسازی میکرد.
در هر حال، صدا و سیما وظیفه دارد که هم تذکرات دینی و اخلاقی را ارائه کند و هم لبخند شادمانی در این ماه ضیافت خدا بر لبهای مردم با ایمان کشور جاری سازد.