آقای کروبی اخیراً نامهای به آیتالله مشکینی در مورد انتخابات مجلس خبرگان نوشتهاند.
تغییر مرجع تعیین صلاحیت، ضرورت حضور صاحبان تخصصهای گوناگون در مجلس خبرگان و نیز زنان، از اصلیترین عناوین آن است.
آقای کروبی بر اساس منش همیشگی، به حافظه قوی خود اتکا کرده و از لابلای تاریخ بعد از انقلاب برگهای قابل توجهی بیرون آورده و ارائه کرده است.
در این مورد توجه به چند نکته مهم است:
۱- رهبری بارها بر این نکته اشاره کردهاند که این نهاد انتخاباتی است. دلیل آن هم انتخاب مجلس خبرگان توسط مردم است که با واسطه رهبری را برمیگزینند. از آنجا که رهبری قانوناً و عملاً اصلیترین نقش را در اداره کشور دارند، باید شرایطی به وجود آورد که انتخابکنندگان رهبری از بیشترین پشتوانه مردمی برخوردار باشند. در حالی که مجلس خبرگان در مقام مقایسه تا کنون کمترین آرا را داشته است. اگر خبرگان آیندهنگر باشند و مصلحت واقعی رهبری کشور را در نظر داشته باشند، باید به این مهم توجه کنند.
۲- آقای کروبی در این نظریات تنها نیست. مجمع روحانیون مبارز در بیانیه کنگرهای که سال قبل ارائه کرد، به همه این نکات تأکید داشت. آقای خاتمی هم در چند سخنرانی علنی درباره این که باید به تناسب وظایف مختلفی که رهبری در قانون اساسی دارد، اعضای مجلس خبرگان هم از تخصصهای مختلف — و نه تنها از میان روحانیون — برگزیده شوند، صحبت کرده است. خود آقای کروبی هم از جمع زیادی از بزرگان، همراهی آنان را با این دیدگاه روایت میکند.
گرچه من با تجربه سیاسی که دارم، امیدی به تغییر روند فعلی قانون انتخابات مجلس خبرگان و عملی شدن حتی بخشی از دیدگاههای آقای کروبی ندارم، ولی بهعنوان عضوی از جامعه ایرانی گمان میکنم همیشه باید نظرات و دیدگاهها مطرح شود، حتی اگر بیاثر باشد. شاید به خاطر تاریخ و شاید هم بیدلیل!