حرفهای آقای خاتمی یعنی چه؟

چند روز پیش خبرگزاری جمهوری اسلامی گزارش داد که آقای خاتمی در آلمان و در مصاحبه با آن خبرگزاری گفته، حرف‌های آقای احمدی‌نژاد خواست عمومی مردم ایران است. کیهان و روزنامه‌های جناح حاکم هم که مدتی بود فراموش کرده بودند فردی به نام خاتمی در ایران وجود دارد، این حرف را تیتر یک کردند. باور نمی‌کردم چنین حرفی زده باشد.

آقای خاتمی را دیروز ندیدم. امروز با مسجدجامعی و دکتر خانیکی و ستاری‌فر برای جلسه هیأت مدیره گفت‌وگوی تمدن‌ها رفته بودیم دفترشان. قبل از جلسه من گفتم این بار این حرف‌هایی که شما زده بودید یعنی چه؟! ابتدا تصور کرد شوخی می‌کنم. گفتم همین خبری که خبرگزاری داده و از قول شما گفته حرف‌های آقای احمدی‌نژاد خواست عمومی مردم ایران است. خیلی آقای خاتمی تعجب کرد، خبر را ندیده بود. امکانات اطلاع‌رسانی در تهران ندارد، چه رسد در سفر. فوری از علی‌آقا، برادرش خواست که خبر را پیدا کند و برایش بیاورد. مسجدجامعی و ستاری‌فر و خانیکی هم از کیفیت انتقال این خبر و غیراخلاقی بودن این حرف در این شرایط گفتند. هرچه بیشتر توضیح دادیم چه نقل شده و چه بازتابی داشته، بیشتر تعجب می‌کرد. آقای خاتمی گفت من که در موقع ریاست‌جمهوری با همه‌ی مشکلاتش دروغ نگفته بودم، چگونه ممکن است چنین حرفی را برخلاف عقیده‌ام در این شرایط زده باشم؟ یادآوری کرد که در مورد فلسطین همواره گفته‌ام که هرچه ملت فلسطین بخواهند، همان باید عملی شود. الان هم نظرم همین است. یادم هست اولین بار که آقای خاتمی طرح رفراندوم را می‌خواست مطرح کند، همان طرحی که خوشبختانه از طرف رهبری هم به‌عنوان نظر رسمی جمهوری اسلامی مطرح شد و بعد از سخنان آقای احمدی‌نژاد نیز آن را تکرار کردند، چقدر محتاطانه و در چه شرایط دشواری آن را مطرح کرد.

خیلی آقای خاتمی از این فضا‌سازی ناراحت بود. تصمیم داشت به دفترش بگوید تکذیب کند، کاری رسمی می‌شد که آقای خاتمی غیررسمی از آن ابا داشت. به من گفت تو در سایتت از قول من این حرف‌ها را بنویس و بگو مگر من سخنگوی مردم ایرانم که بخواهم خواست عمومی آن‌ها را مطرح کنم؟! کلی هم از حرف‌های اصلی و همیشگی‌اش در مورد دموکراسی، دینداری و گفت‌وگو به‌جای درگیری که در سخنرانی‌هایش در آلمان گفته و در رسانه‌های ایران منعکس نشده، گفت و از همه‌ی آنان می‌خواست دلیل اقامه کنند که آنچه نقل شده نمی‌تواند موضع او باشد. به عقیده‌ی من اساساً مگر معمار گفت‌وگوی ادیان می‌تواند خواستار نابودی یک کشور باشد؟

برداشت من این بود که بهترین تکذیب برای آنان که آقای خاتمی و مواضع ایشان را می‌شناسند، متن خبر است که اصلاً نمی‌توانست حرف‌های آقای خاتمی باشد.

در جریان گزارش سفر ایشان هم قرار گرفتم. بخشی از گزارش در مورد استقبال از نظریات مترقی ایشان در مورد دعوت دنیا به گفت‌وگو و سخنان غیررسمی محبت‌آمیز مسئولان دولتی کشورهای اتریش و آلمان بود. و بخش دیگر آن در مورد رفتاری که مقامات رسمی دولتی در ایران برای این سفر داشتند. خیلی تکان‌دهنده و انتقام‌جویانه و کودکانه بوده است.

:اشتراک گذاری بر روی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

حرفهای آقای خاتمی یعنی چه؟

چند روز پیش خبرگزاری جمهوری اسلامی گزارش داد که آقای خاتمی در آلمان و در مصاحبه با آن خبرگزاری گفته، حرف‌های آقای احمدی‌نژاد خواست عمومی مردم ایران است. کیهان و روزنامه‌های جناح حاکم هم که مدتی بود فراموش کرده بودند فردی به نام خاتمی در ایران وجود دارد، این حرف را تیتر یک کردند. باور نمی‌کردم چنین حرفی زده باشد.

آقای خاتمی را دیروز ندیدم. امروز با مسجدجامعی و دکتر خانیکی و ستاری‌فر برای جلسه هیأت مدیره گفت‌وگوی تمدن‌ها رفته بودیم دفترشان. قبل از جلسه من گفتم این بار این حرف‌هایی که شما زده بودید یعنی چه؟! ابتدا تصور کرد شوخی می‌کنم. گفتم همین خبری که خبرگزاری داده و از قول شما گفته حرف‌های آقای احمدی‌نژاد خواست عمومی مردم ایران است. خیلی آقای خاتمی تعجب کرد، خبر را ندیده بود. امکانات اطلاع‌رسانی در تهران ندارد، چه رسد در سفر. فوری از علی‌آقا، برادرش خواست که خبر را پیدا کند و برایش بیاورد. مسجدجامعی و ستاری‌فر و خانیکی هم از کیفیت انتقال این خبر و غیراخلاقی بودن این حرف در این شرایط گفتند. هرچه بیشتر توضیح دادیم چه نقل شده و چه بازتابی داشته، بیشتر تعجب می‌کرد. آقای خاتمی گفت من که در موقع ریاست‌جمهوری با همه‌ی مشکلاتش دروغ نگفته بودم، چگونه ممکن است چنین حرفی را برخلاف عقیده‌ام در این شرایط زده باشم؟ یادآوری کرد که در مورد فلسطین همواره گفته‌ام که هرچه ملت فلسطین بخواهند، همان باید عملی شود. الان هم نظرم همین است. یادم هست اولین بار که آقای خاتمی طرح رفراندوم را می‌خواست مطرح کند، همان طرحی که خوشبختانه از طرف رهبری هم به‌عنوان نظر رسمی جمهوری اسلامی مطرح شد و بعد از سخنان آقای احمدی‌نژاد نیز آن را تکرار کردند، چقدر محتاطانه و در چه شرایط دشواری آن را مطرح کرد.

خیلی آقای خاتمی از این فضا‌سازی ناراحت بود. تصمیم داشت به دفترش بگوید تکذیب کند، کاری رسمی می‌شد که آقای خاتمی غیررسمی از آن ابا داشت. به من گفت تو در سایتت از قول من این حرف‌ها را بنویس و بگو مگر من سخنگوی مردم ایرانم که بخواهم خواست عمومی آن‌ها را مطرح کنم؟! کلی هم از حرف‌های اصلی و همیشگی‌اش در مورد دموکراسی، دینداری و گفت‌وگو به‌جای درگیری که در سخنرانی‌هایش در آلمان گفته و در رسانه‌های ایران منعکس نشده، گفت و از همه‌ی آنان می‌خواست دلیل اقامه کنند که آنچه نقل شده نمی‌تواند موضع او باشد. به عقیده‌ی من اساساً مگر معمار گفت‌وگوی ادیان می‌تواند خواستار نابودی یک کشور باشد؟

برداشت من این بود که بهترین تکذیب برای آنان که آقای خاتمی و مواضع ایشان را می‌شناسند، متن خبر است که اصلاً نمی‌توانست حرف‌های آقای خاتمی باشد.

در جریان گزارش سفر ایشان هم قرار گرفتم. بخشی از گزارش در مورد استقبال از نظریات مترقی ایشان در مورد دعوت دنیا به گفت‌وگو و سخنان غیررسمی محبت‌آمیز مسئولان دولتی کشورهای اتریش و آلمان بود. و بخش دیگر آن در مورد رفتاری که مقامات رسمی دولتی در ایران برای این سفر داشتند. خیلی تکان‌دهنده و انتقام‌جویانه و کودکانه بوده است.

:اشتراک‌گذاری بر روی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *