امروز سومین وزیر پیشنهادی نفت آقای احمدینژاد از محافظهکارترین مجلس، موفق به گرفتن رأی نشد. خوشبختانه جناح اصلاحطلب در یک استراتژی صحیح سکوت کرده است و از اتهام کارشکنی در مهمترین وزارتخانه کشور دور مانده است.
امروز قسمت کوتاهی از مجلس را در مسیر از رادیو اتومبیلم شنیدم. آقایی که میگفت چفیه بر گردن دارد و آقای احمدینژاد به وی گفته است فقط برای ما چفیه میاندازید، در مخالفت با آقای تسلطی، کاندیدای وزارت نفت، میگفت که یا خود این وزیر و یا خانوادهاش به یکی که دل همه ما را در میتینگهایش خون کرد و حرفهایی خارج از خط قرمزهای نظام زده، رأی داده است. البته اسمی از آقای دکتر معین نیاورد. ولی آقای احمدینژاد گفت که من اصلاً به کسی کار نداشتهام که در چه ستادی بودهاند و به چه کسی رأی داده است. نمایندهی دیگری در نطق خودش گفت در مورد استانداران که یا باید رؤسای ستادهای شما بوده باشند و یا حتماً باید یقین حاصل میشد که طرفدار انتخاباتی آقای احمدینژاد است؛ چه میگویید؟
این همه را جناح محافظهکار در جلسهی امروز گفتند و ما شنونده بودیم. وقتی اوضاع چنین است آیا سکوت ما بهترین کار نیست؟
البته هفتهی پیش مقام رهبری توجههای فراوانی در مورد همکاری با آقای احمدینژاد داشتند، ولی باز همان جناح محافظهکار که در سالهای قبل بعد از سخنان مهم رهبری ـ بهخصوص اگر نقدی از دولت در آن بود ـ دهها بیانیه میدادند و نماز جمعهها را فعال میکردند، امروز که تقسیم منافع به داخل حوزهی خودشان آمده به روی مبارک نیاوردند. اصلاً مگر جناحهای مختلف محافظهکار میتوانند از برکات وزارت نفت چشمپوشی کنند؟
پس باز هم: سکوت جناح اصلاحطلب بهترین استراتژی است.