ر هفتهی گذشته جبههی مشارکت هفت ساله شد. از بعد از پیروزی آقای خاتمی در انتخابات ۷۶، همواره دغدغهی ایشان این بود که در ایام انتخابات، کسانی در ستادهای ایشان گرد هم آمده بودند که اصلاً درد دنیا آنان را به این ستادها نیاورده بود. هیچکس از آنها گمان پیروزی آقای خاتمی را نداشت و همهی آنان، بهویژه در شهرستانها، زیر شدیدترین فشارها بودند. اعتقاد به رشد یک اندیشه و فکر آنان را به ستادها کشانده بود. اکنون که آن اندیشه با رأی خیرهکنندهی مردم به پیروزی رسیده بود، نمیبایست به آنان بیتوجهی میشد. اصرار آقای خاتمی این بود که باید آنان در قالب تشکل فراگیری حضور یابند تا از اندیشههای جمعی آنان برای آیندهی کشور بهره گرفته شود.
به یاد دارم در ماههای اول پس از ریاست جمهوری آقای خاتمی در دور اول، سفری به یزد داشت. من و رضا خاتمی کنار آقای خاتمی بودیم. از تهران تا مقصد فقط این ایده را تشریح میکرد و میخواست این تشکل سریعتر سامان گیرد. سنگ بنای جبههی مشارکت با این هدف و با این خواست آقای خاتمی نهاده شد.
البته وقتی قرار شد مجموعهای خودجوش و پرتحرک و با اندیشه در قالب یک حزب و تشکیلات جا بگیرد، طبعا امکان توجه به همهی خواستهها و تفکر آنان وجود ندارد. وقتی آن اندیشه پیروز شد و به حاکمیت رسید، طبعا بنا به طبیعت انسانی، علاقه به قدرت نیز جزء عواملی میشود که آفتزاست و امکان پاسخگویی به همهی آن علاقهمندیها وجود ندارد. از سوی دیگر، وقتی یک مجموعه در چارچوب حزبی قرار میگیرد و دبیرکل و دفتر سیاسی ایجاد میکند، طبعا بنا به طبیعت تحزب باید از قوانین حزبی و تقسیمات تشکیلاتی تبعیت کند. این چارچوب نیز باعث میشود که نظر همهی آن مجموعهها که بعضاً متناقض هم هستند، عملی نشود. این قانون تحزب است که دارای خوبیها و بدیهایی است.
البته وقتی اکثریت کسانی که در ستادهای آقای خاتمی بودند، در جبههی مشارکت جمع شدند و بهعنوان یک حزب ابراز وجود کردند، دیگر خواستهای آنان و دیدگاهها و اندیشههای آنان نمیتوانست با کسی که رئیسجمهور است و باید ملاحظات فراوانی داشته باشد، در انطباق کامل باشد؛ زیرا آنان با فکر و اندیشهی آزاد آقای خاتمی به میدان آمده بودند، نه با ملاحظات کسی که رئیسجمهور است و بهحق باید بیش از یک حزب وسعت دید و رفتار داشته باشد.
البته انتقادات جدی و فراوانی هم به عملکرد جبههی مشارکت هست که طبعا جای طرح آن در وقت تبریکگویی هفتسالهی این حزب نیست.
تلاشهای آنان انصافاً قابل تقدیر است و برای آنان از خدا توفیق آرزو میکنم.