اقعاً آقای کروبی آدم شجاع و پیگیر است. دیروز به بهانهی سالروز مرحوم مدرس، جلسهای در محل آیندهی روزنامهی اعتماد ملی برگزار کرده بود تا اثبات نماید که جدی است. نیروهای سیاسی و بهخصوص نمایندگان دورههای قبل مجلس را دعوت کرده بود. انصافاً جسارت و هوشمندی و خصوصیات ویژهای که در آقای کروبی هست، میتواند او را یادآور مدرس کند. راهاندازی حزب اعتماد ملی هم از کارهایی بود که عزم آقای کروبی برای ادامهی کار فعال سیاسی را نشان میدهد. فضای جلسه خیلی صمیمی بود.
قبل از جلسه بین من، آقای کروبی و آقای موسویلاری شوخیای در مورد مدرس رد و بدل شد که آقای کروبی گفت شاید اگر مدرس میدانست چنین میشود، شعار معروفش در مورد سیاست و دین را نمیداد! آقای شکوری از دوستان اهل فکر و محقق تاریخ، داستانهای زیبایی از مدرس تعریف کرد که به تناسب فضای فعلی کشور به نوعی تفسیر سیاسی میشد.
در مورد مجلس هفتم آن دوران هم یاد کردند و یادآوری نمودند که مدرس وقتی دیده هیچ رأیی از صندوقها برای خودش بیرون نیامده، گفته بود: «همان یک رأیی که خودم به خودم دادم هم در میان آراء وجود ندارد.» افرادی که در جلسه بودند و خیلیها در مجلس هفتم این دوران ردّصلاحیت شده بودند، فضای جلسه را به هم زدند و میگفتند گویا این از خصوصیات مجلس هفتم همهی دورانهاست! ماجرایی را از مدرس نقل کردند که در مورد کاندیداهای آن دوران گفته بود: «ما تخم کبوتر گذاشتیم، ولی از تخم، کلاغ در آمد.» آقای کروبی به شکل تابلویی به زانوی آقای موسویلاری که در دوران انتخابات اخیر مجلس وزیر کشور بود، زد و همه زدند زیر خنده! نمیدانم منظوری داشت یا نه.
بلندگو هم مشکل سنتی مجالس رسمی ایران را داشت. هر کسی در ابتدا چند تا پف غلیظ میکرد، ولی افاقه نمینمود و قطع و وصل میشد. آقای کروبی هم برای تسلای خاطر گفت: «گویا بلندگو در کنسرت آقای شجریان هم خراب بوده!» بعضی چیزها ظاهراً درست شدنی نیست.
آقای حقشناس که مدیرمسئول روزنامه است و از دوستان صادق و مخلص، در ابتدای جلسه گفت که این روزنامه را میخواهد تریبون همهی اصلاحطلبان کند! دستش درد نکند. قول داد از نیمهی دی ماه شروع به کار کند. پیشاپیش روزنامه و تلویزیون آقای کروبی را تبریک میگویم.