۲۵ آذر روز جنبش دانشجویی است. پیوند دانشجویان با جنبش و پیشتازی را هیچکس نمیتواند انکار کند. در دل ویژگی جنبش، نوعی اعتراض هم نهفته است. وجدان جامعه از دانشجو حمایت و مداحی نمیطلبد؛ از آنان میخواهد که نقدکننده و معترض باشند تا در نتیجهی نقد و اعتراض آنان، دولتها اصلاح شوند. دولتهایی که به اعتراض و نقد دانشجویی بیاعتنا باشند، خود آسیب میبینند.
خصوصیت برجستهی دیگر دانشجو، دانشآموختگی اوست که آنان را با دیوار قطوری از عوامزدگی جدا میکند. انتقال اندیشههای واپسگرایانه و عوامانه به محیطهای دانشجویی هیچوقت پایدار نبوده است.
در طول این سالهای سخت نیز دانشجویان به دلیل پیشتازی و اعتراض و نیز فهم مسائل اجتماعی، هزینههای فراوانی دادهاند و رنجهای زیادی بردهاند. اما همچنان چشمهای جامعه به پویایی آنان دوخته شده است. دستهای زیادی تلاش مجدانه کردند که جنبش دانشجویی از محتوا خالی شود. اختلافافکنیهای زیادی صورت پذیرفت. جمعی از فعالان این جنبش نیز در طول سالهای گذشته در این دام گرفتار آمدند، اما بدنهی دانشجویی و بسیاری از فعالان آن همچنان پرامید، امید جامعهاند.
در ۱۶ آذری دیگر و در شرایطی که کشور بیش از همیشه به نقد و دعوت به عقلانیت و فرار از موج عوامزدگی نیاز دارد، همهی ما و بهخصوص روشنفکران و دانشجویان رسالت سنگینی بر دوش داریم؛ رسالت امیدبخشی. باور کنیم و بشنویم صدای قهقههی مستانهی مخالفان جنبش دانشجویی را در پس خودزنیهای سیاسی.
یاد و خاطرهی همهی رنجکشیدگان، کتکخوردهها و زندانرفتههای دانشجویی و بهخصوص یاد آسیبدیدگان کوی دانشگاه گرامی باد.