به بهانه منوچهر نوذری

دلدادگی مردم ایران به هنر، همچنان مثال‌زدنی است، به‌خصوص هنرمندی که لبخند بر لبان مردم جاری می‌سازد. رفته بودم ختم مرحوم منوچهر نوذری، هنرمند نام‌آور ایران. با دیدن دوستان قدیمی و هنرمند، یاد ۲۰ سال پیش که مدیر رادیو بودم افتادم. عجب لطف و وفایی داشتند این همکاران.

من بعد از فتح خرمشهر و دوران سختی‌های جنگ و موشک‌باران تا پذیرش قطعنامه، مدیر رادیو بودم. با کمبود برق و وجود دو شبکه تلویزیونی با ۵–۶ ساعت برنامه در شبانه‌روز، رادیو رسانه‌ی اصلی کشور بود. در آن فضای پراضطراب و بمباران شهری، تشییع هر روز شهدای مظلوم و روشن نبودن حدود مسائل هنری بعد از انقلاب، تصمیم گرفته بودیم در همان دوران هم لبخند بر لبان مردم بیاوریم.

گروه مستقلی به نام تفریحات و سرگرمی درست کردیم که احمد شیشه‌گران را به مسئولیت آن برگزیدم. در همان ایام هم برنامه‌ی «سلام، صبح به خیر» را که قبلاً با جواد آتش‌افروز در مشهد تجربه کرده بودیم، به تهران آوردیم و از شبکه‌ی سراسری پخش کردیم. صدای نوذری بعد از انقلاب پخش نمی‌شد؛ برای برنامه‌ی صبح جمعه از او دعوت به کار کردیم. آمد و دوباره لبخند بر لب‌ها جاری کرد. همیشه در حیاط رادیو می‌دیدمش و همواره با همان شیرینی حرفی برای گفتن داشت. منوچهر آذری، طنزگوی دیگر رادیو، هم دیروز در مراسم از آن دوران یاد می‌کرد، مثل خیلی از هنرمندان باوفایی که دیروز از آن دوران رادیو به نیکی یاد کردند.

تشیع کم‌نظیری که مردم از جنازه نوذری کردند، خیلی معنا دار بود. نشان می‌داد که مردم به کسانی که لبخند بر لبانشان می‌آورند احترام می‌گذارند و قدرشناسی می‌کنند، و از کسانی که نفرت و تلخ‌کامی را تبلیغ می‌کنند، دل‌آزرده‌اند.

جامعه‌ی هنرمندان سوگوارند و مردم با این قدردانی خواستند تسلای خاطری برای آنان باشند.

:اشتراک گذاری بر روی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بهانه منوچهر نوذری

دلدادگی مردم ایران به هنر، همچنان مثال‌زدنی است، به‌خصوص هنرمندی که لبخند بر لبان مردم جاری می‌سازد. رفته بودم ختم مرحوم منوچهر نوذری، هنرمند نام‌آور ایران. با دیدن دوستان قدیمی و هنرمند، یاد ۲۰ سال پیش که مدیر رادیو بودم افتادم. عجب لطف و وفایی داشتند این همکاران.

من بعد از فتح خرمشهر و دوران سختی‌های جنگ و موشک‌باران تا پذیرش قطعنامه، مدیر رادیو بودم. با کمبود برق و وجود دو شبکه تلویزیونی با ۵–۶ ساعت برنامه در شبانه‌روز، رادیو رسانه‌ی اصلی کشور بود. در آن فضای پراضطراب و بمباران شهری، تشییع هر روز شهدای مظلوم و روشن نبودن حدود مسائل هنری بعد از انقلاب، تصمیم گرفته بودیم در همان دوران هم لبخند بر لبان مردم بیاوریم.

گروه مستقلی به نام تفریحات و سرگرمی درست کردیم که احمد شیشه‌گران را به مسئولیت آن برگزیدم. در همان ایام هم برنامه‌ی «سلام، صبح به خیر» را که قبلاً با جواد آتش‌افروز در مشهد تجربه کرده بودیم، به تهران آوردیم و از شبکه‌ی سراسری پخش کردیم. صدای نوذری بعد از انقلاب پخش نمی‌شد؛ برای برنامه‌ی صبح جمعه از او دعوت به کار کردیم. آمد و دوباره لبخند بر لب‌ها جاری کرد. همیشه در حیاط رادیو می‌دیدمش و همواره با همان شیرینی حرفی برای گفتن داشت. منوچهر آذری، طنزگوی دیگر رادیو، هم دیروز در مراسم از آن دوران یاد می‌کرد، مثل خیلی از هنرمندان باوفایی که دیروز از آن دوران رادیو به نیکی یاد کردند.

تشیع کم‌نظیری که مردم از جنازه نوذری کردند، خیلی معنا دار بود. نشان می‌داد که مردم به کسانی که لبخند بر لبانشان می‌آورند احترام می‌گذارند و قدرشناسی می‌کنند، و از کسانی که نفرت و تلخ‌کامی را تبلیغ می‌کنند، دل‌آزرده‌اند.

جامعه‌ی هنرمندان سوگوارند و مردم با این قدردانی خواستند تسلای خاطری برای آنان باشند.

:اشتراک‌گذاری بر روی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *