فیلترینگ سایت های سیاسی

با حاکمیت یک‌دست فعلی و در غیاب هرگونه اعتراض درون‌حکومتی و با هماهنگی کامل، بسیاری از سایت‌های خبری و سیاسی در چند ماه اخیر در ایران فیلتر شده‌اند. خبرگزاری‌های ایران رسماً دیروز از فیلتر شدن سایت فارسی بی‌بی‌سی خبر دادند. سایت «انتخاب» که کار خبری حرفه‌ای ارائه می‌کرد نیز جزو فیلترشده‌هاست. در این باره توجه به چند نکته ضروری است:

۱. تفکر فیلتر کردن خبر و اطلاع‌رسانیِ مدیریت‌شده، اندیشه‌ای دیرپا در جوامع کمونیستی بوده است. در کره شمالی رادیوها هنوز فقط یک موج دارند. در دوران صدام، رادیو موج کوتاه ممنوع بود و با متخلفان برخورد می‌شد. بیشترین تولید فنی ارتباطی کشورهای کمونیستی در دو دهه قبل، دستگاه‌های پارازیت بود که علیه رادیوهای مخالف به کار می‌رفت. با انقلاب ارتباطات، آن‌ها از مقابله با این موج خسته شدند. ماهواره‌ها آمدند، رادیوها در دسترس قرار گرفتند و از همه مهم‌تر، اینترنت همه خانه‌ها را فتح کرد. در این وضعیت جدید، همه به این فکر افتادند که سهم خود را در حوزه اطلاع‌رسانی مشخص کنند و به‌جای مقابله با مخالفان، حرف خود را بزنند. اکنون کسانی که در ایران سیاست بستن سایت‌ها و ارسال پارازیت روی ماهواره‌ها را دنبال می‌کنند، بی‌دلیل آب در هاون می‌کوبند. امکانات فنی موجود، سرانجام دست‌اندرکاران فیلترینگ را خسته خواهد کرد.

۲. بستن سایت رادیوها، که رسانه‌ای فراگیرتر در اختیار دارند و صدای آن‌ها از شبکه‌های ماهواره‌ای نیز شنیده می‌شود، کاری عجیب‌تر است. وقتی آن‌ها امکان طرح دیدگاه‌های خود را به شکلی گسترده‌تر دارند، بستن سایت رادیو ـ که مخاطبان کمتری دارد ـ بسیار بی‌منطق‌تر از دیگر انواع فیلترینگ است.

۳. زمزمه بستن سایت‌های خبری از چند هفته پیش، با فضاسازی یکی از خبرگزاری‌ها آغاز شد. عنوان ماجرا نیز «ساماندهی سایت‌های خبری» بود؛ درست شبیه فضایی که در ایام قتل‌های زنجیره‌ای، از چند ماه قبل با گزارش‌های بولتنی درباره کسانی که بعدها کشته شدند، ایجاد می‌شد. در دوران آقای خاتمی این نگرانی از درون حاکمیت وجود داشت. تازه به هر بهانه، با ربط و بی‌ربط، ده‌ها نفر در سایت‌ها علیه خاتمی می‌نوشتند، اعتراض می‌کردند و تومار می‌دادند. اکنون که هیچ‌یک از آنان نیستند، این فضای بسته در قبال سایت‌های خبری و سیاسی، بی‌اعتمادی حتی نسبت به خبرهای درست حاکمیت را تشدید می‌کند و فضا را کاملاً برای رشد و پذیرش شایعات آماده می‌سازد.

۴. تحمل نکردن سایت خبری «انتخاب»، که گرداننده آن آقای مهدی فقیهی از نزدیکان و دوستان بخش قدرتمند حاکمیت است، نیز از عجایب این ماجراست. مهدی فقیهی سردبیر روزنامه انتخاب بود و تلاش می‌کرد آن را در میانه نگه دارد. بسیاری در مقطعی آن را تریبونی علیه اصلاحات می‌دانستند. آقای فقیهی یک‌بار نیز در تقابل دیدگاه‌های آقای مصباح با مقام رهبری، در دفاع از اندیشه‌های رهبری، نظرات آقای مصباح یزدی را نقد کرده و مقاله‌ای نوشته بود که در قم به تظاهرات علیه او انجامید؛ و البته این گناهی نابخشودنی تلقی شد. سایت انتخاب در ماه‌های اخیر به یکی از خواندنی‌ترین سایت‌ها تبدیل شده بود.

۵. اگر سیاست‌گذاران فیلترینگ سایت‌های سیاسی معتقدند تصمیمات و رخدادهایی در حال شکل‌گیری است که اطلاع مردم از آن‌ها «درست» نیست، فیلتر کردن سایت‌های خبری کمکی به تحقق این هدف نمی‌کند؛ نکته‌ای که همه صاحب‌نظران علوم ارتباطات بر آن تأکید دارند.

۶. در نهایت، آنچه بر اساس ارزش‌های دینی می‌تواند بیشترین اثر منفی را بر جامعه بگذارد، سایت‌های ضد اخلاقی است. اگر دست‌اندرکاران زمانی برای ساماندهی دسترسی به این سایت‌ها ـ که مورد حساسیت همه دنیاست ـ اختصاص دهند، هم به نیاز واقعی جامعه و خانواده‌ها پاسخ داده‌اند و هم رضای خدا را جلب می‌کنند؛ اما ظاهراً گرفتارند و سایت‌های سیاسی در اولویت قرار دارد.

:اشتراک گذاری بر روی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فیلترینگ سایت های سیاسی

با حاکمیت یک‌دست فعلی و در غیاب هرگونه اعتراض درون‌حکومتی و با هماهنگی کامل، بسیاری از سایت‌های خبری و سیاسی در چند ماه اخیر در ایران فیلتر شده‌اند. خبرگزاری‌های ایران رسماً دیروز از فیلتر شدن سایت فارسی بی‌بی‌سی خبر دادند. سایت «انتخاب» که کار خبری حرفه‌ای ارائه می‌کرد نیز جزو فیلترشده‌هاست. در این باره توجه به چند نکته ضروری است:

۱. تفکر فیلتر کردن خبر و اطلاع‌رسانیِ مدیریت‌شده، اندیشه‌ای دیرپا در جوامع کمونیستی بوده است. در کره شمالی رادیوها هنوز فقط یک موج دارند. در دوران صدام، رادیو موج کوتاه ممنوع بود و با متخلفان برخورد می‌شد. بیشترین تولید فنی ارتباطی کشورهای کمونیستی در دو دهه قبل، دستگاه‌های پارازیت بود که علیه رادیوهای مخالف به کار می‌رفت. با انقلاب ارتباطات، آن‌ها از مقابله با این موج خسته شدند. ماهواره‌ها آمدند، رادیوها در دسترس قرار گرفتند و از همه مهم‌تر، اینترنت همه خانه‌ها را فتح کرد. در این وضعیت جدید، همه به این فکر افتادند که سهم خود را در حوزه اطلاع‌رسانی مشخص کنند و به‌جای مقابله با مخالفان، حرف خود را بزنند. اکنون کسانی که در ایران سیاست بستن سایت‌ها و ارسال پارازیت روی ماهواره‌ها را دنبال می‌کنند، بی‌دلیل آب در هاون می‌کوبند. امکانات فنی موجود، سرانجام دست‌اندرکاران فیلترینگ را خسته خواهد کرد.

۲. بستن سایت رادیوها، که رسانه‌ای فراگیرتر در اختیار دارند و صدای آن‌ها از شبکه‌های ماهواره‌ای نیز شنیده می‌شود، کاری عجیب‌تر است. وقتی آن‌ها امکان طرح دیدگاه‌های خود را به شکلی گسترده‌تر دارند، بستن سایت رادیو ـ که مخاطبان کمتری دارد ـ بسیار بی‌منطق‌تر از دیگر انواع فیلترینگ است.

۳. زمزمه بستن سایت‌های خبری از چند هفته پیش، با فضاسازی یکی از خبرگزاری‌ها آغاز شد. عنوان ماجرا نیز «ساماندهی سایت‌های خبری» بود؛ درست شبیه فضایی که در ایام قتل‌های زنجیره‌ای، از چند ماه قبل با گزارش‌های بولتنی درباره کسانی که بعدها کشته شدند، ایجاد می‌شد. در دوران آقای خاتمی این نگرانی از درون حاکمیت وجود داشت. تازه به هر بهانه، با ربط و بی‌ربط، ده‌ها نفر در سایت‌ها علیه خاتمی می‌نوشتند، اعتراض می‌کردند و تومار می‌دادند. اکنون که هیچ‌یک از آنان نیستند، این فضای بسته در قبال سایت‌های خبری و سیاسی، بی‌اعتمادی حتی نسبت به خبرهای درست حاکمیت را تشدید می‌کند و فضا را کاملاً برای رشد و پذیرش شایعات آماده می‌سازد.

۴. تحمل نکردن سایت خبری «انتخاب»، که گرداننده آن آقای مهدی فقیهی از نزدیکان و دوستان بخش قدرتمند حاکمیت است، نیز از عجایب این ماجراست. مهدی فقیهی سردبیر روزنامه انتخاب بود و تلاش می‌کرد آن را در میانه نگه دارد. بسیاری در مقطعی آن را تریبونی علیه اصلاحات می‌دانستند. آقای فقیهی یک‌بار نیز در تقابل دیدگاه‌های آقای مصباح با مقام رهبری، در دفاع از اندیشه‌های رهبری، نظرات آقای مصباح یزدی را نقد کرده و مقاله‌ای نوشته بود که در قم به تظاهرات علیه او انجامید؛ و البته این گناهی نابخشودنی تلقی شد. سایت انتخاب در ماه‌های اخیر به یکی از خواندنی‌ترین سایت‌ها تبدیل شده بود.

۵. اگر سیاست‌گذاران فیلترینگ سایت‌های سیاسی معتقدند تصمیمات و رخدادهایی در حال شکل‌گیری است که اطلاع مردم از آن‌ها «درست» نیست، فیلتر کردن سایت‌های خبری کمکی به تحقق این هدف نمی‌کند؛ نکته‌ای که همه صاحب‌نظران علوم ارتباطات بر آن تأکید دارند.

۶. در نهایت، آنچه بر اساس ارزش‌های دینی می‌تواند بیشترین اثر منفی را بر جامعه بگذارد، سایت‌های ضد اخلاقی است. اگر دست‌اندرکاران زمانی برای ساماندهی دسترسی به این سایت‌ها ـ که مورد حساسیت همه دنیاست ـ اختصاص دهند، هم به نیاز واقعی جامعه و خانواده‌ها پاسخ داده‌اند و هم رضای خدا را جلب می‌کنند؛ اما ظاهراً گرفتارند و سایت‌های سیاسی در اولویت قرار دارد.

:اشتراک‌گذاری بر روی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *