امروز صدمین سالگرد تولد مرحوم استاد محمدتقی شریعتی بود. جمعی از دوستان، یاد پدر دکتر علی شریعتی را گرامی داشتند. من هم رفتم. مصطفی تاجزاده که ماشین ندارد، دیشب زنگ زد که سر راه او را هم بردارم. نزدیکی دانشکده علوم اجتماعی، خانم شریعتی، همسر دکتر را هم دیدیم و سوارش کردیم.
ماههای اول ریاستجمهوری آقای خاتمی، یک بار به خواست آقای خاتمی با ایشان تماس گرفته بودم تا اگر کاری دارند یا مسئله و مشکلی هست بتوانیم کمک کنیم. ایشان هم از اول تا آخر گریه میکرد. میگفت در طول سالهای بعد از انقلاب، تا آن زمان یک دولتمرد از خانواده دکتر شریعتی احوال نپرسیده است. تا سوار ماشین شد، این خاطره را یادآوری کرد.
مراسم امروز یادبود محمدتقی شریعتی بود. علم و اندیشه دینی معاصر از محضر ایشان استفادههای فراوانی برده است. این یادبودها و تلاش برای احیای بنیانگذاران اندیشه، از کارهای بسیار مفید است. امروز وقتی خانم سارا شریعتی با لحن و ادبیاتی که گویی خود دکتر شریعتی زنده شده بود سخن میگفت، اشاره کرد که وقتی قرار شد این سمینار برگزار شود، از زیرزمین منزل یکی از اقوام، دستنوشتهای از استاد محمدتقی شریعتی پیدا کردیم که زندگیخودنوشت او بود.
همیشه در نوجوانی میشنیدم که در فضای خاص مشهد، که در جو عمومی آن روشنفکری دینی غریبتر از نقاط دیگر کشور بود، مرحوم آیتاللهالعظمی میلانی که خود مراد علامه طباطبایی بود، از استاد محمدتقی شریعتی دعوت کرده بود تا تفسیر بگوید. دوست خوبم آقای مهریزی که دبیر علمی سمینار بود و برای برگزاری آن تلاش کرده بود، در سخنرانی کوتاهش به این نکته اشاره کرد که مرحوم محمدتقی شریعتی در سال ۱۳۲۹ در کتاب «فایده و لزوم دین» یک بخش مستقل را به بحث زن در اسلام اختصاص داده است؛ در حالی که یکی دو دهه بعد، افراد بزرگی مثل علامه طباطبایی و مرحوم مطهری تازه به این مسئله اشاره کردند.
آقای دکتر رکنی که از کودکی با سخنرانیهایش در مشهد آشنا بودم، در صحبتهایش به احیای نهجالبلاغه در میان نسل جوان و حافظه عجیب ایشان در حفظ خطبههای فراوان آن اشاره کرد؛ همان چیزی که بعدها در گفتههای مرحوم دکتر شریعتی نیز دیده میشد، یعنی توجه ویژه به علی(ع) و نهجالبلاغه. وی در زمان حیاتش، درگذشت دردناک فرزندش دکتر شریعتی را درک کرد. آقای خامنهای، آن روز و رهبر فعلی انقلاب، که آن روزها از دوستان نزدیک خاندان شریعتی بودند، در چهلم مرحوم شریعتی در کنار استاد محمدتقی نشسته بودند. خاطرهاش برایم همچنان ماندنی است. وقتی هم که محمدتقی شریعتی درگذشت، مجلس ختم مفصلی از سوی آقای خامنهای که رئیسجمهور بودند، در مسجد ارک برگزار شد و سخنران آن هم آقای خاتمی، وزیر ارشاد آن روز، بود. محور سخنرانی آقای خاتمی نیز بنیانگذاری روشنفکری دینی در ایران توسط محمدتقی شریعتی بود.
مشهدیها امروز در مراسم حضور ویژهای داشتند. به پیرمرد آشنایی برخورد کردم؛ دیدم طاهر احمدزاده است. خوشبختانه سرزنده بود؛ پدر احمدزادهها که قبل از انقلاب اعدام شدند و شاید خودش هم بیشتر عمرش را پیش و پس از انقلاب در زندان گذرانده باشد.
بسیاری از اندیشمندان امروز در این مراسم سخنرانی خواهند کرد. کتابهای استاد را هم تجدید چاپ کردهاند. به آقای ایازی، دوست بزرگوارم، گفتم که من در ماه رمضان سال ۵۸، وقتی در صداوسیمای مشهد بودم، ۱۵ برنامه تلویزیونی نهجالبلاغه از ایشان ضبط کردیم که خودم نیز در کنارشان بودم. این برنامهها را در مصاحبههای استاد شریعتی نگذاشته بودند. قرار شد پیگیری کنم اگر از بین نرفته باشد، آنها را از صداوسیما بگیرم.
بزرگداشت بزرگان، نشانه بزرگی هر ملتی است.