فیلم “به نام پدر” در موزه ی سینما

ند روز پیش یکی از دست‌اندرکاران ساخت فیلم «به نام پدر» دعوت کرد که برای دیدن این فیلم به سینمای کوچک باغ فردوس، که موزه سینما شده است، بروم. موزه سینما در انتهای باغ فردوس در خیابان ولی‌عصر قرار گرفته؛ جای خیلی زیبایی است. تاریخ سینما را در آنجا به نمایش گذاشته‌اند؛ هنرپیشه‌ها، مجلات سینمایی، لوح‌های اهدایی، اسامی فیلم‌ها، ابزار ساخت فیلم و سیر تطور آن.

دیشب آقای خاتمی در حال بازدید از این سالن بود که عکس یکی‌دو تا از هنرپیشه‌های خانم معروف خارجی قدیمی توجه همه را جلب می‌کرد؛ چراکه روسری بر سر آنان پوشانده بودند. در سالن، حاتمی‌کیا، فیلم‌ساز برجسته ایرانی و نویسنده و کارگردان این فیلم ـ که تفکرش همیشه مخلوطی از ارزش‌ها، تعقل، واقع‌بینی و شناخت مشکلات جامعه‌اش است ـ هم آمده بود.

در مسیر ورود به سالن، آقای پرویز پرستویی را دیدم. واقعاً این مرد پدیده‌ای است در عالم بازیگری؛ چه زیبا نقش‌های متفاوت را بازی می‌کند. از نظر شخصی نیز بسیار افتاده و باادب بود. وقتی دید عزت‌الله انتظامی یک صندلی آن‌طرف‌تر نشسته، به عنوان احترام به پیش‌کسوت از جایش بلند شد و رفت بر پیشانی او بوسه زد. حاتمی‌کیا با شروع فیلم رفت و انتظامی پیش آقای خاتمی بود و با دقت فیلم را نگاه می‌کرد؛ وی رئیس این موزه هم هست. جالب این بود که وسط نمایش فیلم هم برایش دو فقره چک آوردند که با کمک چراغ‌قوه امضا کرد. من کنار پرستویی بودم؛ او به احترام آقای خاتمی نشسته بود و چون فیلمی را که خودش بازی کرده، لابد ده‌ها بار دیده است، بفهمی‌نفهمی در طول فیلم چرت مرغوبی زد. تنها کسی بود که حق داشت موقع فیلم بخوابد!

در فیلم «به نام پدر»، مثل بیشتر آثار آقای حاتمی‌کیا، جنگ و واقع‌بینی در کنار هم بودند. عشق هم البته بخشی از واقعیت هر جامعه‌ای است که در فیلم‌های حاتمی‌کیا ظهور اندکی دارد. در این فیلم همه مقصر بودند. حرف‌های مختلفی زده می‌شد، اما همه به یک توافق می‌رسیدند که باید جلو کشته‌شدن و مجروح‌شدن دیگران را گرفت. رشد آدم‌های مقدس‌نما و متدینی که به دینداری تظاهر می‌کنند و از این دکان، با استفاده از نقاب حمایت از دین و ارزش‌های دینی، دیگران را می‌چاپند و ظلم می‌کنند نیز واقعیت تلخی است که گمان می‌کنم در آینده و با سیاست‌های فعلی شاهد فراوانی آن خواهیم بود. تلنگری هم به این نکته در فیلم زده شده بود.

وقتی جلسه تمام شد، تصادفاً یکی از نمایندگان فعلی مجلس را که درباره مسائل هسته‌ای هم اظهارنظر می‌کند دیدم. نمی‌دانم چرا، ولی ناخودآگاه گفتم: لااقل بعد از دیدن این فیلم کاری کنید که جنگ دیگری به وقوع نپیوندد.

:اشتراک گذاری بر روی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فیلم “به نام پدر” در موزه ی سینما

ند روز پیش یکی از دست‌اندرکاران ساخت فیلم «به نام پدر» دعوت کرد که برای دیدن این فیلم به سینمای کوچک باغ فردوس، که موزه سینما شده است، بروم. موزه سینما در انتهای باغ فردوس در خیابان ولی‌عصر قرار گرفته؛ جای خیلی زیبایی است. تاریخ سینما را در آنجا به نمایش گذاشته‌اند؛ هنرپیشه‌ها، مجلات سینمایی، لوح‌های اهدایی، اسامی فیلم‌ها، ابزار ساخت فیلم و سیر تطور آن.

دیشب آقای خاتمی در حال بازدید از این سالن بود که عکس یکی‌دو تا از هنرپیشه‌های خانم معروف خارجی قدیمی توجه همه را جلب می‌کرد؛ چراکه روسری بر سر آنان پوشانده بودند. در سالن، حاتمی‌کیا، فیلم‌ساز برجسته ایرانی و نویسنده و کارگردان این فیلم ـ که تفکرش همیشه مخلوطی از ارزش‌ها، تعقل، واقع‌بینی و شناخت مشکلات جامعه‌اش است ـ هم آمده بود.

در مسیر ورود به سالن، آقای پرویز پرستویی را دیدم. واقعاً این مرد پدیده‌ای است در عالم بازیگری؛ چه زیبا نقش‌های متفاوت را بازی می‌کند. از نظر شخصی نیز بسیار افتاده و باادب بود. وقتی دید عزت‌الله انتظامی یک صندلی آن‌طرف‌تر نشسته، به عنوان احترام به پیش‌کسوت از جایش بلند شد و رفت بر پیشانی او بوسه زد. حاتمی‌کیا با شروع فیلم رفت و انتظامی پیش آقای خاتمی بود و با دقت فیلم را نگاه می‌کرد؛ وی رئیس این موزه هم هست. جالب این بود که وسط نمایش فیلم هم برایش دو فقره چک آوردند که با کمک چراغ‌قوه امضا کرد. من کنار پرستویی بودم؛ او به احترام آقای خاتمی نشسته بود و چون فیلمی را که خودش بازی کرده، لابد ده‌ها بار دیده است، بفهمی‌نفهمی در طول فیلم چرت مرغوبی زد. تنها کسی بود که حق داشت موقع فیلم بخوابد!

در فیلم «به نام پدر»، مثل بیشتر آثار آقای حاتمی‌کیا، جنگ و واقع‌بینی در کنار هم بودند. عشق هم البته بخشی از واقعیت هر جامعه‌ای است که در فیلم‌های حاتمی‌کیا ظهور اندکی دارد. در این فیلم همه مقصر بودند. حرف‌های مختلفی زده می‌شد، اما همه به یک توافق می‌رسیدند که باید جلو کشته‌شدن و مجروح‌شدن دیگران را گرفت. رشد آدم‌های مقدس‌نما و متدینی که به دینداری تظاهر می‌کنند و از این دکان، با استفاده از نقاب حمایت از دین و ارزش‌های دینی، دیگران را می‌چاپند و ظلم می‌کنند نیز واقعیت تلخی است که گمان می‌کنم در آینده و با سیاست‌های فعلی شاهد فراوانی آن خواهیم بود. تلنگری هم به این نکته در فیلم زده شده بود.

وقتی جلسه تمام شد، تصادفاً یکی از نمایندگان فعلی مجلس را که درباره مسائل هسته‌ای هم اظهارنظر می‌کند دیدم. نمی‌دانم چرا، ولی ناخودآگاه گفتم: لااقل بعد از دیدن این فیلم کاری کنید که جنگ دیگری به وقوع نپیوندد.

:اشتراک‌گذاری بر روی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *