در لابهلای خبرهای این هفته، اصابت چند خمپاره به مقبره سلمان فارسی و کاخ مدائن توجه جهانیان را به خود جلب نکرد. شاید برای آنها که هر روز شاهد کشتهشدن مردم عراق و عمدتاً به دست تندروهای اسلامی یا گاهی سربازان خارجی هستند، این چند خمپاره خیلی پراهمیت نباشد؛ اما با توجه به ایرانیبودن این آثار، حتماً میبایست توجه ما ایرانیان را جلب کند.
در دوران صدام هم این آثار، فقط به این دلیل که ایرانی و نشانه تمدن پارسی بودند، مورد بیتوجهی قرار گرفته بودند. همه زائران ایرانی در دوران صدام میتوانستند به نقاط مختلف عراق سفر کنند، اما اجازه زیارت قبر سلمان فارسی و ایوان تاریخی مدائن را نداشتند. در همان ایام شنیدم که وقتی مقامات عراقی آن روز تصمیم گرفتند موج بازسازی مکانهای تاریخی و مذهبی را در عراق به راه بیندازند، ایوان مدائن را از فهرست هرگونه بازسازی و تعمیری حذف کردند تا خودبهخود این آثار ایرانی و تمدن فارسی از عراق محو شود.
این کینه صدامی از آثار ایرانی و نیز تنها صحابی مسلمان ایرانی، بهطور سمبلیک نشانه عمق کینهورزی آنها بود. در مقابل، حتی در دوران جنگهای مختلف، عراقیها بیشترین هزینه را صرف بازسازی بابل قدیم کردند. حتی گردشگران و محققان هم تنها حق داشتند از بابل دیدن کنند.
هجوم تکفیریها در هفته گذشته به قبر سلمان فارسی و ایوان مدائن، پس از حمله ناجوانمردانه به قبر عسکریین در سامرا، اگر در دنیا حساسیتی برنینگیخت، باید برای ما ایرانیان جلب توجه میکرد. پیشنهاد میکنم دولت ایران با حاکمان جدید عراق ـ که بیشتر آنان در سالهای تبعید در ایران بودهاند ـ برای بازسازی و حفاظت ایوان مدائن و قبر این بهترین صحابی پیامبر که ایرانی بوده، مذاکره جدی کند و اهتمام ویژهای داشته باشد.
هر کشوری وظیفه دارد از تاریخ خود در همه جهان پاسداری کند. برای کشوری مثل ایران، با این سابقه تمدنی، این وظیفه سنگینتر است.