کار سیاسی یا جهاد مستمر

دکتر ایمن الظواهری که به‌عنوان ایدئولوگ جریان القاعده شناخته می‌شود، سی سال پیش شاگردان وی، سادات رئیس‌جمهور مصر را به قتل رساندند و او هم‌اکنون به‌عنوان پدر معنوی و فکری سازمان القاعده شناخته می‌شود؛ بن‌لادن نیز خود را شاگرد او می‌داند.

در نواری که دیروز از وی منتشر شده است، سازمان حماس را از کار سیاسی برحذر داشته و گفته است کار سیاسی و غیرجهادی چند اشکال عمده دارد: یکی آن‌که جهاد فراموش می‌شود؛ دیگر آن‌که با کار سیاسی، اسلحه از دست مسلمانان بر زمین گذاشته می‌شود؛ و نهایتاً این‌که در نظم جهانی حل می‌شویم که این هم خلاف دستور خداست.

اصلی‌ترین اشکال این استدلال آن است که جهاد و انقلابی‌گری را یک هدف می‌داند، نه وسیله‌ای برای رسیدن به جامعه آرمانی. به همین دلیل فکر می‌کند برای همیشه باید اسلحه در دست بماند و زندگی‌کردن را بر خود و جامعه‌اش حرام کند و همواره با همه دنیا بجنگد؛ و اگر حتی، مثل مردم فلسطین، مردم در یک بستر دیپلماتیک اجازه حکومت به آنان دادند، باز هم اسلحه را به رخ بکشند و «حیّ علی الجهاد» سر دهند.

این منطق وحشتناکی است که القاعده آن را رسماً و شجاعانه اعلام می‌کند و بسیاری دیگر، بدون آن‌که بگویند، در عمل چنین می‌کنند. در حالی که جهاد و انقلابی‌گری وسیله و ابزار است و در دوران قدرت و حاکمیت، مبانی سیاسی و عقلانی و مصلحت مردم باید مبنای تصمیم‌گیری باشد. منطق ظواهری همان منطق خانمان‌براندازی است که متأسفانه سال‌هاست بر ذهن و عمل بسیاری از تأثیرگذاران جوامع اسلامی و بر بخشی از سیاست‌مداران ما سایه افکنده است.

:اشتراک گذاری بر روی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کار سیاسی یا جهاد مستمر

دکتر ایمن الظواهری که به‌عنوان ایدئولوگ جریان القاعده شناخته می‌شود، سی سال پیش شاگردان وی، سادات رئیس‌جمهور مصر را به قتل رساندند و او هم‌اکنون به‌عنوان پدر معنوی و فکری سازمان القاعده شناخته می‌شود؛ بن‌لادن نیز خود را شاگرد او می‌داند.

در نواری که دیروز از وی منتشر شده است، سازمان حماس را از کار سیاسی برحذر داشته و گفته است کار سیاسی و غیرجهادی چند اشکال عمده دارد: یکی آن‌که جهاد فراموش می‌شود؛ دیگر آن‌که با کار سیاسی، اسلحه از دست مسلمانان بر زمین گذاشته می‌شود؛ و نهایتاً این‌که در نظم جهانی حل می‌شویم که این هم خلاف دستور خداست.

اصلی‌ترین اشکال این استدلال آن است که جهاد و انقلابی‌گری را یک هدف می‌داند، نه وسیله‌ای برای رسیدن به جامعه آرمانی. به همین دلیل فکر می‌کند برای همیشه باید اسلحه در دست بماند و زندگی‌کردن را بر خود و جامعه‌اش حرام کند و همواره با همه دنیا بجنگد؛ و اگر حتی، مثل مردم فلسطین، مردم در یک بستر دیپلماتیک اجازه حکومت به آنان دادند، باز هم اسلحه را به رخ بکشند و «حیّ علی الجهاد» سر دهند.

این منطق وحشتناکی است که القاعده آن را رسماً و شجاعانه اعلام می‌کند و بسیاری دیگر، بدون آن‌که بگویند، در عمل چنین می‌کنند. در حالی که جهاد و انقلابی‌گری وسیله و ابزار است و در دوران قدرت و حاکمیت، مبانی سیاسی و عقلانی و مصلحت مردم باید مبنای تصمیم‌گیری باشد. منطق ظواهری همان منطق خانمان‌براندازی است که متأسفانه سال‌هاست بر ذهن و عمل بسیاری از تأثیرگذاران جوامع اسلامی و بر بخشی از سیاست‌مداران ما سایه افکنده است.

:اشتراک‌گذاری بر روی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *