این روزها چشمهای دنیا به مسئله هستهای ایران دوخته شده است. مردم ایران که به هر حال باید پس از این روزها مشکلات ناشی از تصمیمات بینالمللی را تحمل کنند، بیش از دیگران که فقط ماجرا را بهعنوان یک «خبر» دنبال میکنند، حق دارند نگران باشند.
مسئولان فعلی ایران که روش پیشین گفتگو با غرب را دادن «دُر گرانبها و گرفتن آبنبات» توصیف میکردند، روزهای سختی را پشت سر گذاشتهاند و روزهای سختتری در پیش دارند؛ روزهایی که اگر به آرامش مردم اعتقاد داشته باشند، بتوانند مردم کشور را از تحریم، حمله و تحقیر دور کنند.
وظیفه سیاستمدار و مسئول حکومتی این نیست که شعارهای بیشتری بدهد. سیاستمدار موفق کسی است که زودتر از دیگران واقعیت را درک کند و با توجه به آن واقعیتها، قبل از آنکه تصمیمات خارجی بر آنان تحمیل شود یا مردم کشورش قربانی شوند، تصمیمات مناسبی بگیرد و مردم را از خطر دور کند.
خیلی از تصمیمات، عقبنشینی نیستند، بلکه اقتضای سیاست و سیاستمداری در دنیای فعلی تعبیر میشوند. فعلاً تنها امکان این است که دعا کنیم ایران و ایرانی از خطرات دور بمانند و سیاستمداران در این شرایط سخت و حساس توفیق پیدا کنند که لحظات تاریخی را با دقت و به نفع مردم ایران مغتنم بشمارند؛ و از همه مهمتر، هر مسئول و سیاستمداری «پاسخگوی» تصمیمات خود باشد.
ضمن اینکه انرژی هستهای صلحآمیز مفید است و به ایران برای بهرهوری از انرژی قدرت بیشتری میدهد، ولی اگر به هر دلیل، از جمله خوی استکباری دنیا، اصرار بر داشتن این تکنولوژی باعث آسیب دیدن زیرساختهای کشور شود، نباید کشور را نابود کرد.
بیشک این نوع سخن گفتن به وادادگی و ترس متهم خواهد شد، ولی پذیرش این اتهام شیرینتر از بیتفاوتی در برابر سرنوشت کشور است.