اردیبهشت ۱۱, ۱۳۸۴
دیروز در جشنوارهی دانشجویان وبلاگنویس ایران در همدان شرکت کرده بودم. جای همهی شما خالی. از اولین روزهایی که بچههای دانشگاه بوعلی سینا با کمک وزارت علوم جشنوارهی دانشجویان وبلاگنویسان ایران را برگزار کردند، معلوم بود که منظم هستند و دلسوز وبلاگنویسی ایران.
دیروز که به همدان رسیدیم، باخبر شدیم که دو سه شب پیش ناشناسانی به کامپیوترشان حمله کردهاند و خوشبختانه backup داشتن از همهچیز باعث شده...
ادامه مطلب
اردیبهشت ۱۰, ۱۳۸۴
در کتاب خاطرات سیاسی باقر پیر نیا، استاندار اسبق خراسان در سالهای قبل از ۱۳۵۰ میخواندم که وقتی میخواستند کتابخانهی آستان قدس را بازسازی کنند، قصد داشتند در محلی از کتابخانه، ماشینهای عکسبرداری از نسخههای خطی تازه خریداری شده را نصب کنند و مجبور میشدند دیواری را خراب نمایند.
بعد از برداشتن تیغه متوجه میشوند که مقداری گونیهای نخ پیچیده در آن جا انبار شده و در آن مجموعهای از کتابهای خطی است...
ادامه مطلب
اردیبهشت ۹, ۱۳۸۴
چقدر خوب است که آدم حد خودش را بداند! شهردار تهران از عذرخواهی رئیسجمهور از مردم به خاطر ترافیک وحشتناک روز بارانی عصبانی شده و در تلویزیون کلی علیه رئیسجمهور حرف زد. آدمی که گمان کند محبوب مردم است و مردم میخواهند با نظرات وی آشنا شوند تا او را به ریاستجمهوری برگزینند، باید به این شهر و آن شهر برود و تبلیغات انتخاباتی کند؛ ولی اگر این آدم شهردار تهران باشد و بنا به گزارش صدا و سیما در هر دو باران...
ادامه مطلب
اردیبهشت ۸, ۱۳۸۴
در لابلای اخبار که متأسفانه به آن بیتوجهی میشود، دو خبر خیلی توجه مرا در این هفته به خود جلب کرد.
یکی خبر درگذشت یک جانباز ۷۰ درصدی که ۸ سال در کما بوده و پر از درد در کنار خانوادهاش، و تا بالاخره جان به جانآفرین تسلیم کرده است. پشت این خبر کوتاه این اتفاقات نهفته است: جوانی برای دفاع از سرزمین من و شما به جبههی جنگ با دشمنی که قصد تجزیهی خاک ما را داشته رفته، مجروح شده، قدرت تحرک نداشته و...
ادامه مطلب